{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✨

✨
#روز_شمار_دفاع_از_حرم
🕊
#شهید_مراد_علی_عباسی_فر
#شهید_مدافع_حرم_مراد_علی_عباسی_فر

عزیز برادرم؛ علی عزیز؛
همه شهدا و حقایق آن دوران را در چهره‌ تو دیدم.یکبار همه خاطراتم را به رخم کشیدی. چه زیبا از کسانی حرف زده‌ای که صدها نفر از آنها را همینگونه از دست دادم و هنوز هر ماه یکی از آنها را تشییع می‌کنم و رویم نمی‌شود در تشییع آنها شرکت کنم. ده روز قبل بهترین آنها را -مراد و حیدر را- از دست دادم، اما خودم نمی‌روم و نمی‌میرم، در حالی که در آرزوی وصل یکی از آن صدها شیر دیروز له‌له می‌زنم و به درد «چه کنم» دچار شده‌ام. امروز این درد همه وجودم را فراگرفته و تو نمکدانی از نمک را به زخم‌هایم پاشاندی. تنهای تنهایم.
عکست را بروی جلد بوسیدم ای شهید آماده رفتن و دوست ندیده‌ام که بهترین دوستت را در کنارم از دست دادی. امیدوارم سربلند و زنده باشی تا مردم ایران در زمین همانند دب اکبر در آسمان نشانی خدا را از تو بگیرند و به تماشایت بنشینند.

برادر جامانده‌ات  - ق ا س م س ل ی مانی

#صلوات 🌷
#مدافعان_حرم
#قاسم_بن_الحسن
#شهدای_مدافع_حرم

https://eitaa.com/joinchat/1339752758C54bae5a87a
دیدگاه ها (۱)

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

خب آماده باشید که باز باید به ور ور های من گوش بدید•°.☆.°• ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

P²⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

از حرکت تهیونگ سمت سینک خنده‌م گرفت و آستین تیشرتش رو کشیدم:...

dark life = 19در را پشت سرش بست و قفل کرد. صدای کلیک قفل، ات...

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط