صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!

صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!
زندگی پشت سرت از تب و تاب افتاده

عاشقی با تو فقط دردسری زیبا بود
بی تو از صورت این عشق نقاب افتاده

تا تو بودی نفسم وام از این عشق گرفت
بعد تو کار به میدان حساب افتاده

قسمتم نیستی ای سینی میناکاری
که منم کاسه ی از رنگ و لعاب افتاده

در پی ات می دوم و کودکی ام کفش به دست
و تو آن دسته گل تازه به آب افتاده


#Sogand_1376
دیدگاه ها (۰)

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مریض شدی)سونگمین/ا.تبا احساس گلو درد و س...

╭─────────────── 🌊 ───────────────╮✦ پارت ۵۲ ویو آت ✦╰─────...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

مافیای من

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!زندگی پشت سرت از تب و تاب ا...

صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده...!زندگی پشت سرت از تب و تا...

دسته گل رااین باردر آغوش تو به آب میدهم!هرچه بادا باد!عاشقی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط