{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!

صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!
زندگی پشت سرت از تب و تاب افتاده

عاشقی با تو فقط دردسری زیبا بود
بی تو از صورت این عشق نقاب افتاده

تا تو بودی نفسم وام از این عشق گرفت
بعد تو کار به میدان حساب افتاده

قسمتم نیستی ای سینی میناکاری
که منم کاسه ی از رنگ و لعاب افتاده

در پی ات می دوم و کودکی ام کفش به دست
و تو آن دسته گل تازه به آب افتاده
دیدگاه ها (۴)

شده دل تنگ شوی غرق خیابان بشویدفترشعر شوی یکسره عنوان بشویشد...

ندارمت اما ...دوست داشتنت را عاشقــ...

محبوبِ من ...بعد از توگیجمخالی اممنگم.بر داربستی از"چه خواهد...

ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﻭﺳﺘﯽ... ﯾﮏ ﺳﻼﻡ ﻭ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ …و ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺍﺵ …ﯾﮏ ﻋﻤ...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

نام: قرارداد نفرتPart:68جونگکوک کتش رو روی شونه‌های ا/ت اندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط