{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به بید مجنونم ...

به بید مجنونم ...


از باغ چشمانت ...

http://s8.picofile.com/file/8354745192/04_Billy_s_Funeral_Dirge.mp3.html

این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


تو مرا می بینی


که بر یال باد آشفته ام


آشفته تر از گیسوی پریشان تو


این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


ای غرور همیشه سبز پا بر جا


من همه سکوتهای دلم را


با تو قسمت کرده ام


حتی در نبودنت


و بیشترین سهم را


برای تو گذاشته ام


من شبیه کودکی شده ام


و تو ...شبیه بادبادکها در آسمان


دریا زیر پاهایت


جنگل پشتوانه دل انگیز تو


برای پرواز


و سهم من


همین غربت روز مرگی هاست


اینک که شعرم نمی آید


اینک که غزل ها به قهر رفته اند


تو بغض کبوترهای من باش


بغض دلنشین اوقات خستگی هایم


این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


اما میدانی که من


از باغ چشمان خیال انگیز تو


هزاران خوشه انگور چیده ام


گذاشته ام که شراب شود


شرابی گوارا نوش


که حسرت های بیشمارم را


در شبهای سرد غربت


می تاراند ...


آری این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی


من مست از شراب چشمانت


شب را تا سحر


نجوایی دارم عاشقانه ...


این چنین که با توام


تو مرا نمیدانی ...

刀ムÐノム ᄊムズム尺ԾЏム
دیدگاه ها (۹۳)

از دست تو 🫵💞گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، ب...

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارَت نیستماز صبر ویرانم ولی چشم ا...

بمان با من . . .گریزی زن به اهریمنسکوتم را خودت بشکنبخوان فر...

گاهگاهی که دلم یاد تو را میگیردتک تک فاصله ها در گذر تلخ زما...

چقدر شبیه همیممن و این آدمه برفیاورا حرارت خورشید آب میکند و...

ناخودآگاه شنیدم امروزکه کسی با دگری گفت آرامتا خدا هست دگر غ...

می نویسم از تو ای زیبای منمی سرایم از تو ای رویای منای نگاهت...

گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دست توبغض کردم، بغض من را دید ...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنینا امیدم من ؛ چرا امیدوارم ...

گفتمش عشق منی، خندید و گفت از دستِ توبغض کردم، بغض من را دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط