گاهگاهی که دلم یاد تو را میگیرد

گاهگاهی که دلم یاد تو را میگیرد
تک تک فاصله ها در گذر تلخ زمان می میرند
در همه جای دلم شوق دیدار تو جان میگیرد
اشک در چشم ترم می میرد
خانه ی تنگ دلم بوی تو را می گیرد


گاهگاهی که تو و روی تو را می جویم
گویی از این لجن آب عطر گلی می بویم
من به تو در گذر خاطره ها غصه ی دل می گویم
من از این خانه ی کمرنگ دلم هرچه غم است می شویم


گاهگاهی که شبان خواب تو را می بینم
در خیالِ خوشِ خواب دست تو را می گیرم
من برای تو و آن خنده ی مستانه و خوش می میرم
من به پای این نگاه افتابی تا ابد می شینم

گاهگاهی که دلم یاد تو را می گیرد
آب از کاسه ی صبر دل من می ریزد
نفسم می گیرد
انتظار ها عاقبت جان مرا میگیرد....


刀ムÐノム ᄊムズム尺ԾЏム
دیدگاه ها (۵۳)

بازم تفلد داریم😍 😍 😍 آجی نازم نگین‌ جووونم ک خیلی خیلی دو...

باورِ من این است که در این مزرعه ی رنگارنگکوه را ، باید دید ...

خب خب خب خب وارد تولد بهمنی های گلِ گلاب میشیم 😌 😍 خانوم...

می توانم بنویسم شعریکه در آن بالش احساس پر از واژه شودسر گذا...

زبان بعدی ایتالیایی- یکی نیست بگه که این همه زبان میخوای یاد...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط