{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بمان با من . . .

بمان با من . . .
گریزی زن به اهریمن
سکوتم را خودت بشکن
بخوان فریادهایت را به گوش ِ من
حصار ِ فکرهایت را ز جا بر کن
رها باش و عبوری کن ز من . . . تا من

بمان با من . . .
نگاهی کن در این روزن
تماشا کن مرا در من
تو ای یکتا پناه ِ مرد ِ بی مأمن !
تو سنگی زن
بلور ِ خواب ِ شیرین را خودت بشکن
بخوان فریادهایت را به گوش ِ من

بمان با من . . .
وچنگی زن به تار این رباب ِ پاره پیراهن
چو مستان جامه را صد پاره کن بر تن
تویی یک زن !
تو ای یکتا پناه ِ مرد ِ بی مأمن !
دلم مشکن ، به پا مفکن
به جز من کس ندارد در سر ِ گیسوی تو مَسکن

بمان با من . . .
و آتش زن به این خرمن
سکوت ِ ساقه های خشک ِ این تن را خودت بشکن
که سوز ِ دل شود بر خلق هم روشن
که تا شاید شود گلشن
به دست ِ چشم ، باید گل ز باغ ِ روی تو چیدن
بمان با من . . . بمان با من . . .



刀ムÐノム ᄊムズム尺ԾЏム
دیدگاه ها (۲۹۷)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۶۰نه به دیشب که از غ...

یک فرصتِ طولانی از چَشمِ تو می‌خواهمآن روز تو خواهی گفت: می‌...

این قلب برفی یا برف قلبی هم تقدیم به همه ی آجیای خوب و خوشگل...

انگار تازه فهمیدمبی تو یا با توزندگی میگذرداب رودخانه جریان ...

خِفَتِ بند می کشم ، مدعیِ رهایی ام خانه ...

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارَت نیستماز صبر ویرانم ولی چشم ا...

باورِ من این است که در این مزرعه ی رنگارنگکوه را ، باید دید ...

گاهگاهی که دلم یاد تو را میگیردتک تک فاصله ها در گذر تلخ زما...

همه جا زنجیریبه دم پای درختانی عورو نگاهء خورشیدبی رمق می نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط