{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که برداشتی از شانه‌ی موری باری

ای که برداشتی از شانه‌ی موری باری
بهتر آن بود که دست از سر من برداری

ظاهر آراسته‌ام در هوس وصل، ولی
من پریشان‌ترم از آنم که تو می‌پنداری

هرچه می‌خواهمت از یاد برم ممکن نیست
من تو را دوست نمی‌دارم اگر بگذاری

موجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری

بی‌سبب نیست که پنهان شده‌ای پشت غبار
تو هم ای آینه از دیدن من بیزاری؟! ‬
دیدگاه ها (۴)

عشق یعنی مستی و دیوانگیعشق یعنی با جهان بیگانگیعشق یعنی شب ن...

صبحی دیگر رسید و من در انتظار تو چشم میگشایم و دلم لبریز است...

خورشید من باش واسه روزای سرد زندگیبزار با عشقت آروم بگیره دل...

ای که برداشتی از شانه‌ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر من...

ای که برداشتی از شانه موری باریبهتر آن بود که دست از سر من ب...

ای که برداشتی از شانه موری باریبهتر آن بود که دست از سر من ب...

من پریشان تر از آنم که تو می پنداری ای که برداشتی از شانه ی ...

...ای که برداشتی از شانه‌ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر...

ای که برداشتی از شانه ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر ِ ...

ای که برداشتی از شانه ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر ِ ...

‌اي که برداشتي از شانه ي موري باريبهتر آن بود که دست از سر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط