{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
اي که برداشتي از شانه ي موري باري
بهتر آن بود که دست از سر من برداري

ظاهر آراسته ام در هوس وصل ولي
من پريشان تر از آنم که تو مي پنداري

هر چه مي خواهمت از ياد برم ممکن نيست
من تو را دوست نمي دارم اگر بگذاري

موجم و جرأت پيش آمدنم نيست مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاري

بي سبب نيست که پنهان شده اي پشت غبار
تو هم اي آيينه از ديدن من بيزاري؟


#فاضل_نظری
‌

‌
دیدگاه ها (۰)

من پریشان تر از آنم که تو می پنداری ای که برداشتی از شانه ی ...

اِی که بَرداشتی از شانه یِ موری باریبِهتر آن بود که دَست از ...

ای که برداشتی از شانه موری باریبهتر آن بود که دست از سر من ب...

اِی که بَرداشتی از شانه یِ موری باریبِهتر آن بود که دَست از ...

ای که برداشتی از شانه ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر ِ ...

ای که برداشتی از شانه ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر ِ ...

ای که برداشتی از شانه‌ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر من...

ای که برداشتی از شانه‌ی موری باریبهتر آن بود که دست از سر من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط