{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدک زود بیا

قاصدک زود بیا
آنکه میگفت به تو
« برو آنجا که تو را منتظرند »
مقصدش من بودم...!

چشمِ من را میگفت
که همیشه هر روز
پشت یک پنجره بی تاب تو است..‌.
که هنوزم که هنوز
چشم در راه تو است...

قاصدک ناز نکن زود بیا
بنشین روی پر و بال نسیم
بگذر از جنگل و کوه
بگذر از چشمه و رود
بگذر از شهر و شلوغی و دروغ
و بیا تا خودِ این آبادی

دامنت را پر کن
پر کن از روحِ امید
پر کن از یاسِ سپید
و پر از حادثه ی تازه ی عشق
و پر از زمزمه ی آزادی

خبری تازه بیاور جانم
قاصدک زود بیا ...
زود بیا ...
پشت این پنجره من
منتظر می مانم ...
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا لبخند عمیقی ز...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت چهارم | پیام مرموزا....

💗 پارت دوم | «این دیگه کیه؟!»جونگ‌کوک دستش روی دستگیره‌ی در ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط