..

..
من کنارِ غزلی تازه تو را بوسیدم
چای را از لب و قندان تو من نوشیدم

شعر از زاویه ی چشم تو زیبا می شد
شعر را از رگِ چشمانِ تو من دزدیدم

راهِ پیراهن تو نقطه ی جوشِ این شعر
آه از گرمیِ تب های تو من جوشیدم

صبح با خنده ی تو شکلِ غزل میگیرد
باز تا شب، غزلِ قافیه ی خورشیدم

حاصلِ جمعِ من و تو غزل و ریحان شدخ
عطرِ فردوسِ برین را ز تو من بوییدم

نانِ چشمت وسط سفره ی ما می خندد
تو در این بیت نشستی ،که پر از امّیدم

جامه ی واژه ی من عکسِ تو در آیِنه بود
بینِ مجموعه ی ابیات ،تو را پوشیدم

آخرِ هر غزلم یادِ سحر می افتی
آخرِ این غزلم یادِ تو را بوسیدم...
دیدگاه ها (۴)

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

حماسی

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

@taninمن کنارِ غزلی تازه تو را بوسیدمچای را از لب و قندان تو...

شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهادای کوهکنم ! نقش مرا برده ای ...

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد ای کوهکنم ! نقش مرا برده ...

شیرین شدم امشب ، نشدی باز تو فرهاد ای کوهکنم ! نقش مرا برده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط