شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهاد

شیرین شدم امشب نشدی باز تو فرهاد
ای کوهکنم ! نقش مرا برده ای از یاد ؟
.

هر بار که با شوق سرودم غزلی ناب
افسوس نبودی و غزل از دهن افتاد !
.

تا جامه ای از شعر کشیدم به بر تو
ابیات همه بوی تن فاصله می داد
.

من ساخته ام از تو زبان دگری را
هر واژه تَرَک خورده و هر قافیه ناشاد
.

آن باد که از دست تو انداخت زمینم
ای کاش شبی یاد مرا دست تو می داد
دیدگاه ها (۷)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

☘ امام زمانم🔅 چه شب‌ها که با ذکر تو سحر شد،چه روزها که با یا...

آنچه با تو نگفته‌امـ راباران خواهد گفتــهزار سال دیگر همـبار...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط