{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی باهاش آشنا شدم احساس کردم بعد از چند سال سفر طولانی

وقتی باهاش آشنا شدم احساس کردم بعد از چند سال سفر طولانی برگشتم خونه
دقیقا همون آخیش از ته دل
همون حس امن بودن
همون حس راحتی...



.
.
.



ولی منِ‌ تو بودن بە نظر خیلی خیلی قشنگ‌ میاد…

#نهم_اردیبهشت
یکُ‌سیزده‌
شنبه
دیدگاه ها (۰)

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ــــــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کا...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

رئیس دوست داشتنی من پارت چهارمصبح بود من با صدای آلارام گوشی...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

وقتی پدرت بود🧡پارت ۳(last part)با‌حرفهاش واقعا داشتم اروم می...

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

🐻💜~کامنت تهیونگ زیر پست یه آرمی در ویو..رس:💬 آرمی:«به نظر می...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط