{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

hi

عشق ایدل من پارت ⁵¹
🦊بدون برای من دور تر بود.. روز هایی که دبیرستانی بودم و تا صبح به امید یه بار بغل کردنت درس میخوندم رو هنوز یادمه یادمه تو یه شب مجبور بودم چهار لیوان قهوه بخورم تا بیدار بمونم ولی بهم ثابت کردی ارزشش رو داشت 🐰خوشحالم که میتونم جبرانش کنم 🦊اره. رفتیم خونه ی کوک نگهبان خرید هارو اورد و گذاشت کوشه ی خونه از در که رفتم تو بم اومد کنارم خم شدم و صورتشو بوس کردم 🦊پسر مامان چطوره 🐰بیب 🦊جانم🐰الان من اینجا هویجم که اول اونو بوس میکنی 🦊نه شما تاج سری اینم سهم شما. پاشدم و بوسه ای به لبش گذاشتم 🐰خوشم اومد یکی دیگه. لبام ور رسوندم و وبسیار اومدم جدا مش که کوک دستشو گذاشت پشت کمرم و بم گفت :نشد بیب.. لباش رو به لبام رسوند و شروع کردم به بوسیدنم به سمت مبل هدایتم کردو افتادم روش کوک واحد روم و به بوسیدنش ادامه داد منم وحشیانه باهاش همکاری میکردم... از بیام دل کند و بوسه هایی که کردنم زد و گفت:ویری نمونده تا کل بدمت رو کبود کنم بیب🦊خقه شو مشتی زدم و از روم بلند شد 🦊پاشو هی چی سفرش بعد گشنمه 🐰باشه روباه کوچولو. پیتزا سفارش داد و خوردیم ویو می هو روز عروسی.. چشمام از کاسه در اومد از بس تو روز چیز میز زدیم ن تو کل عمرم انقدر ارایش نکرده بودم این زنیکه داره چشم رو در میاره اون یکی داره مو هام ور مدل میده دست های کوک هم انقدر زور نداره به والا تموم مسدود رفتن کنار لبخند زورکی زدم و گفتم ممنون از رو صندلی پاشم و لباس عروسم ور درست کردم صدای لیا از اون ور اومد برگشتم مستش مه پرید بغلم 🦋کسی مه میگفت اخرین نفر ازدواج میکنه اولین نفر دل هر میره که 🦊دیگه شد دیگههه🦋دلم برات تنگ میشه 🦊میرم برنگردم که باهم رفیق مینچمونیم مثل تموم این دوازده سال خوبه؟ 🦋عالیه عروس خان مقیاس بریم که شاه دوماد دم در منتظرته. از سالن رفتم بیرون که کوک که جلو ماشینش وایساده بود رو دیدم اومد جلو دستم رو گرفت و گفت:افتخار میدید امروز به طور رسمی همسر من بشید؟ 🦊بله. سوار ماشین شدیم... مثل رویا بود مه منو کوک دارمی ازدواج میکنیم رسیدم سالن.. دوربین ها رومون زوم شد استرس گرفتم... مضطرب شمد کوک دستم رو فشار دادم های ترسم کمتر بهش رفتم تو سالن و توی جایگاه وایسادیم او نیا رو شروع کرد صحبت کردن :اقای جئون جونگ کوک قول میدهید مه تا اخر عمر به لب می هو شی وفادار بمونید؟ 🐰قول میدم که تا اخر عمر دوستش داشته باشم 🐔خانم لی می هو شی قول میدید که تا اخر عمر به جئون جونگ کوک وفا دار بمونید؟ 🦊بله قول میدم 🐔اکنون شما دو نفر را زن و شوهر اعلام میکنم اجازه بوسیدن خودم رو دارید کم به لبام بوسه ای هدیه کرد و دم گوشم گفت:امشب شب خاصیه عزیزم . همه امیدن بهمون تبریک گفتن رفیق های دانشگاهم هم بودن
دیدگاه ها (۰)

the first lie

پارت ۳۷

فیک شوگا پارت هشتم مافیای بیرحم دختر لجباز

پارت ۱۲

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1وقتی توی مدرسه دعوات شد........ «ویو ا.ت»تو دستشوی...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

ادامه ی پارت ۸

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

ارباب خشن من ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط