عملیات شب قدر بانگو

✨🔥عملیات شب قـــــدر🔥✨
(با حضور شخصیت‌های Bungou Stray Dogs در ایران، سبک اکشن‌طنز-درام، لوکیشن: تهران، حرم شاه عبدالعظیم، ساعت ۲:۳۰ بامداد)

⸻

🕯️ پس‌زمینه:
شب قدره. مردم توی حرم غرق دعا هستن. اما کسی خبر نداره یه عملیات مخفی در جریانه: یه گروه خطرناک (شکارچی‌ها + گیلد باقی‌مونده) دارن با کمک یه روحانی‌نمای فاسد می‌خوان یه شئ عرفانی عجیب به اسم “دفترچه‌ی لوح محفوظ” رو بدزدن!
این دفترچه قدرت پیش‌گویی مطلق داره و اگه دست بد بیفته… ایران، یوکوهاما و کل دنیا می‌ره رو هوا.

⸻

👥 تیم مأموریت (آژانس + مافیا متحد):
• دازای اوسامو: فرمانده‌ی عملیات. با شال مشکی و انگشتر عقیق. پشت پنجره‌ی بالکن، توی نور شمع منتظره.
• چویا ناکاهارا: مأمور نفوذ به زیرزمین حرم. با لباس سیاه رسمی، دکمه بالا باز، زنجیر طلایی. آماده‌ی انفجار.
• آتسوشی: ظاهرش معتکف ساده‌ست، ولی زیر چادرش شمشیر گرگه مخفی کرده!
• یوسانو: لباس مشکی بلند با کیف کمک‌های اولیه و سرنگای درخشانش
• کونیکیدا: با دفترچه برنامه‌ریزی مذهبی، مسئول هماهنگی دقیق عملیات با ساعت دعای جوشن کبیر
• کنیجی: با دامنی از نذری و خرما که پشتش دینامیت چسبونده، برای پرت کردن حواس
• کیوکا: پشت یکی از ستون‌ها، چادر مشکی، چاقوی مخفی، منتظر فرمان حمله

⸻

⚔️ دشمنان:
• فیودور: با لباس روحانی و عمامه‌ی مشکوک! داره با صدای آرام ذکر می‌گه ولی نقشه‌ش پیچیده‌تر از ایناست.
• نیکولای: توی لباس مداح، با پرچم “یاحسین” می‌رقصه و مردم رو هیجانی می‌کنه، تا حواس پرت بشه
• پاول ورلین: بین صف‌های معتکف‌ها خوابیده با چفیه‌ی مشکی، ولی زیر پتو، مسلسل خوابیده 😐
• سیگما: نقش خادم افتخاری حرم رو گرفته، ولی ذهن همه رو هک می‌کنه

⸻

⏰ شروع عملیات - ساعت ۲:۴۲ بامداد

📿 دازای با بی‌سیم زیر چادر:
«بچه‌ها، دعای جوشن الان رفت صفحه ۵۴، یعنی رمز شروع عملیات. چویا، برو پایین. آتسوشی، آماده‌ی ورود به حجره مخفی باش.»

🌪️ چویا با عصبانیت:
«دازای، این‌بار اگه گذاشتی خودم تصمیم بگیرم، قول می‌دم همه رو زنده نگه دارم!»
(زمین می‌لرزه. با قدرتش وارد سردابه می‌شه.)

🐺 آتسوشی با چهره‌ی ساده ولی آماده:
«من حرم رو برای دعای واقعی می‌خوام. نه برای اینکه یه دیوونه مثل فیودور خرابش کنه.»
(و تبدیل به ببر سفید می‌شه!)

🧠 فیودور:
«شما دعا می‌کنید که خدا آینده رو بنویسه… ولی من آینده رو می‌نویسم. با خون.»

😈 نیکولای:
«یا حسین! (می‌چرخونه پرچم رو و یه بمب از زیرش در میاره 😭)»

⸻

💥 درگیری بزرگ توی شب مقدس…
• یوسانو داره زخمی‌ها رو با خنده‌ی ترسناک درمان می‌کنه
• کونیکیدا داره با دوتا پسر بچه معتکف سر نظم صف درگیری لفظی پیدا می‌کنه
• چویا با ضربه‌ی سنگ‌فرش حرم، فیودور رو گیر می‌اندازه
• نیکولای وسط حرم می‌رقصه و دعاها رو با تردستی به مواد منفجره تبدیل می‌کنه
• دازای: می‌رسه بالای منبر و با صدای خونسردش دعا رو می‌خونه ولی دستش داره قدرت همه‌ی دشمنارو خنثی می‌کنه
• آتسوشی، کیوکا، کنیجی، هم‌زمان با اذان صبح، دفترچه‌ی لوح محفوظ رو نجات می‌دن!

⸻

🌄 پایان عملیات – اذان صبح

فیودور فرار کرده، اما نیکولای دستگیر می‌شه.
سیگما حافظه‌ش پاک می‌شه و به تیم خودشون برمی‌گرده.
و دفترچه‌ی لوح محفوظ با دعای واقعی مردم در امان می‌مونه.

⸻

🥹📿 دازای (با لبخند، درحال نگاه به آسمون سحر):
«امشب شب قدر بود. شب سرنوشت… و ما اجازه ندادیم که سرنوشت، قربانی تاریکی بشه.
دیدگاه ها (۴)

رمان سوم پارت دوزدهم * بخش هنتای *دوست نداری نخون گلم 🔪࿙᷍࿚ː࿙...

سفید و سیاهپارت‌ ۳۲آتسوشی داره دنبال آکوتاگاوا میگرده که از ...

بهار بدون تو

این قسمت گاو یوکوهاما (سناریو طنز دازای و چویا)

ابلیس

#𝓟𝓪𝓻𝓽_۹وسوسه عشق 🥀☘صبح ساعت ۰۷:۰۳اکوتاگاوا بیدار شد و دید که...

part 180دو روز از وقتی که چویا از اون چهار دیواری خلاص شده ب...

غواص ۱۶ سالهای که تا آخرین نفس دشمن را فریب داد!

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

جناب کوشکی از شما بعیده که نه خیلی زشته براتون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط