{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت[15]

پارت[15]
ا/ت:تهیونگ بیا صحبت کنیم خواهش میکنم من نمیتونم اینجا....
تهیونگ:اول غذا تو بخور بعد درضمن جرا غدا نخوردی؟
ا/ت:تهیونگ غذا نمیخوام
تهیونگ:اوکی ولی من میخوام یه قاشق برمیداره میبره جلویه دهن ا/ت
دهنتو باز کن
ا/ت:نمیکنم
تهیونگ:بخور
ا/ت:اگر توش سم باشه چی؟
تهیونگ:نیست
ا/ت:اول خودت یدونه بخور
تهیونگ:خورد بیا خوبه؟
ا/ت:باشه
تهیونگ:یکی دیگه برداشت برد جلوش
ا/ت:نمیخورم
تهیونگ:باز چراااا
ا/ت:دهنیه
تهیونگ:بخور بابا دهنیو ول کن
ا/ت:اصا نمیخوام گشنم نیست یهو شکمش قارو قور کرد
تهیونگ:شکمت اینو نمیگه (خندید)
ا/ت:شکمم زر میزنه نمیخوام
تهیونگ:قاشقو کرد تو دهن ا/ت یهو
تهیونگ:بخور
ا/ت:با دهن پر گفت خیلی بیشوری
تهیونگ:یه قاشق خودش خورد اونم اداشو در اورد با دهن پر گفت خودتی
ا/ت:گگگ
تهیونگ:گگگ



ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

سناریو ساکورا تک پارتی

فیک تهیونگ عشق اجبار

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆از زبان ا/تبعد از مراسم رفتیم عم...

ادامه قبلی

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ🔪💔ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

ضیافت مخصوص برای پرنسس بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط