{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

* همکلاسی غیرتی من *

* همکلاسی غیرتی من *

Chapter 2

나의 마음의 소리가 들리니?깨지는 소리가 나요
صدای قلبم رو می شنوی ؟ انگار داره می‌شکنه

همچی خوب بود
خوب که نه ... عالی بود
ما دیگه توی دو تا موحد جدا نبودیم
و توی یه خونه با هم زندگی می کردیم
با هم سفر می‌رفتیم آشپزی می کردیم
انگار بعد اون همه مدت زندگی روی خوشش رو بهمون نشون داده بود
تا اینکه ..........جونگ کوک تصمیم گرفت ایدل بشه
خب....... بذارین از اول تعریف کنم
منو جونگ کوک به شدت به موسیقی علاقه مند بودیم ولی جونگ کوک بیشتر اون همیشه درباره این موضوع حرف می زد ولی فکر نمی کردم بخواد واقعا ایدل بشه ولی شد !
بهم گفت که می خواد با هم ایدل بشیم
درسته من خیلی تعجب کردم و خب .........خوشحال شدم
کسی که عاشقشم بهم گفت که ایدل بشیم کاری که من خیلی دوستش دارم
ولی نمی‌دونستم که باعث جدایی مون میشه ......
بلاخره ما توی دوتا کمپانی جدا قرارداد امضا کنیم
۶ سال گذشت هنوز کمپانی هامون خبر نداشتم که ما قرار می زارم و این خوب بود چون می نوشتیم به زندگیمون با هم ادامه بدیم تا اینکه
کمپانی همون فهمیدن و بهمون گفتن باید جدا بشم و هیچ کدومشون هم نمی تونستیم قرار داد هامون رو قطع کنیم چون کم کم داشتیم معروف می شدیم و اگه می رفتیم به کمپانی هامون آسیب می رسید برای همین کمپانی تجازش رو نداد و ما مجبور بودیم جدا بشیم ........



حمایت ........🖤
شرطا
۶ لایک
۷ کامنت
دیدگاه ها (۹)

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.43(روایت از زبان ا.ت)بع...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

#in_your_eyespart_10۸ویو کایلاحالا دیگه وارد روزهای آخر بارد...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط