{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★
𝒑𝒂𝒓𝒕¹⁷


ویو انیا

خیلیییی حوصله سر بر بود منتظر بودم فقط تموم شه بره اول لباس تنم کردم بعد ارایشم کردن بعد موهامو درست کردن کلی کار کردن مطمعن هستم که کوکم وضعیتش همینه


خدمتکار: خانوم آنیا اماده اید می تونید خودتون رو ببینید

آنیا: ممنونم از زحماتتون

ویو آنیا= واییی خیلی خوب شدم عررررررر


کم کم داشت شروع میشد بعد دست بابام رو گرفتم و رفتیم تو همه دست میزدن کوکم که چشاش برق زده بود بعد همه جا ساکت شد


... :جناب جئون جونگ کوک شما کیم آنیا را به عنوان همسرتون قبول میکنید

کوک: بله

... : خانوم کیم آنیا شما جئون جونگ کوک را به عنوان شوهرتون قبول می کنید

آنیا: بله

بعدش کوک سطحی لبمو بوسید و همه دست زدن


.
.
.
.

3 ساعت بعد

آنیا: کوک( خسته)

کوک: بله( خسته)

انیا: بریم خونه

کوک: بریم

از همه خدافظی کردیم وبا ماشین حرکت کردیم خونه جدیدمون لیلیلی


ویو انیا

منو و کوک رفتیم داخل خونه تخت خوابیدیم اصلا حتی لباس عروس و دامادمونم در نیاورده بودیم


و این دو زوج به خوابی رفتند در حالی که از فرداشون خبری نداشتن

___________________________

اینم پارت 17 ببخشید کم شد 😶

یادم رفت این پارت براتو ن بزارم پارت بعد لباساشونو می زارم

شرط
20 لایک
10 کامنت
20 بازنشر
دیدگاه ها (۰)

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★part¹⁸بچه ایمن 2_3 پارت اینجوریه ببخشیدتو اسل...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕¹⁹پارت 19 تو اسلاید ها

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔ویو آنیا بیدار شدم ساعت 1 ظهر بودددداین...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟓پارت ۱۵ داخل کامنتشرط۳۰ لایک۱۰ کامنت۲۰...

تو منو دوست داری؟پارت ۳۱موقعیت: شنبه ( تعطیل )ویو دامیانداشت...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو آنیا کوک همینجوری حرصم میداد که دی...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

☆‌عشق اجباری من✧P6ویو نویسندهچراغ‌های عمارت خاموش شده بود و ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑فردا عروسی بودویو انیا چقدر خستم (یهو ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

part1

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط