داشتم تو گالری میچرخیدم و با این مواجه شدم تقربیا 6 یا 7

داشتم تو گالری میچرخیدم و با این مواجه شدم تقربیا 6 یا 7 ماه پیش ازمون تیزهوشان داشتم و حالم خیلی بد بود مامانم و دوستش منو بردن مشهد تا بهتر شم هنوز ارمی نشده بودم یک ماه یا دوماه بعدش ارمی شدم الان میخوام عر بزنم (اینو توی ویترین یکی از فروشگاه های مشهد دیدم و داشتم از ماگ ها شات میگرفتم وای چرا نگرفتمش)🤦‍♀️😑
دیدگاه ها (۳۳)

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

بچه ها من داشتم توی گوشی مامانم میچرخیدم که یهو با اسکیرین ش...

*راز دل*کیهان :با حالت تهوع از خواب بیدارشدم ورفتم دسشویی با...

رمان عشق لجباز من

#رویای_غیرممکن #فصل1 #پارت27 #قسمت1 داشتم تو اون کوچه وحشتنا...

پارت[10]رفتم پیش مامانم...هرچی در زدم درو باز نکرد ا.ت: چیکا...

"لجبازی"part:16اخجونننن پس میتونم مامانم رو تا اخر این هفته ...

فیک آیدلان شب پارت ۲

من هیچ وقت خودم رو دوست نداشتم مشکلات زیاد بود شاید من سخت م...

call me daddy 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط