مدد می‌گیرم ، از خود مادر .. که دم بگیرم ، تا دمِ آخر ..

مدد می‌گیرم ، از خود مادر .. که دم بگیرم ، تا دمِ آخر .. یا فاطمه ، یا فاطمه .. ولایتت همه آمال من .. روشنی بخشِ ماه و سال من .. دلمو زیر و رو کرده مهرت .. تویی محول الاحوال من
دیدگاه ها (۱)

یه زن به اسم «فاطمه سادات طباطبایی» اهل بم استان کرمان؛ که س...

🥀 قسمت هفتم آخرین حرف فاطمه...گوشی رو به فاطمه دادن...دس...

نمی‌دونم، اما شبای مهتابی یه جور دیگه‌ان...انگار سکوت، حرف‌ه...

سوگند عشق...پنج سال پیش، چویا ناکاهارا با رازی بزرگ از زندگی...

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 29لونا با چشم‌های اشکی نامه‌ی مادر ...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت پانزدهمیونا با دست‌های لرزون به ...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

اجبار به بدبختی پارت ۲۶

#تکپارتی_سونگمیندلم میخواست با تمام وجود بغلش کنم و بهش بگم:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط