{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عکس روی تو چو در آینۀ جام افتاد،

عکس روی تو چو در آینۀ جام افتاد،

عارف از خندۀ مِی در طمع خام افتاد!

حُسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد،

این همه نقش در آئینۀ اوهام افتاد،

این همه عکس می و نقشِ نگارین که نمود!

یک فروغ رُخ ساقی است که در جام افتاد!
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۴ | چهارمین نفرصدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.تق.....

پدرخواندهp⁴"ساعت ۱۱ شب"جونگکوک توی اتاق نشیمن قدم می‌زد و هر...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪ات با دست‌های لرزان پا...

P⁷نگاهش کردم و گفتم: «تهیونگ، می‌خوایم بریم سر سفره‌ی ایرانی...

جنگل نفرین شده پارت ۱۳

راز خون پارت هفتم

سناریو بلولاککککککک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط