تک پارتی از ....هانما
*شما و هانما دو سال هست ازدواج کردین *
هانما خوابیده بود که شما:
ا/ت : هانمااااااااااااااااااااااااااا
کمکککککککککککککککککککک
😫😫😫😫😫
که هانما مثل برق گرفته ها بیدار شد و سرعی به پایین دوید
هانما: چییییییییییییییییییی شدهههههههههههههههههههه😰😰😰
ا/ت : دستم به این کتاب که بالای قفسه هست نمی رسه 😖
هانما به شکل وات فاک نگاهش می کرد 😳
هانما: اخهههههههههههههههه
ا/تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
بی شعور چرااااااااااااااااااا منووو تا ایننننننننننن پایینننننننننننن
کشیدییییییییییییییییی😡
ا/ت : سر من داد زدی🥺
هانما: معلومه که داد زدمممممم
تو منووووو از خواببببب ناز بیدار کردیییییییییییییی🤬
ا/ت که بازیگریش خوب بود فهمید چطور هانما رو آروم کنه
ا/ت : هق ...هق ....بب...خشید😭😭😭
( گریه های الکی)
هانما: 😤😞 خوب چرا داد زدی صدام می کردی
ا/ت : دو...هق ...بار ....هق.....
صدات ....هق ...کردم ...بیدار ...
هق ....نشدی
هانما: اوهههه ببخشید بیبی که سرت داد زدم😣
ا/ت : اشکالی ...هق ...نداره
هانما ا/ت رو پرنسسی بغل کرد و برد تو اتاق ( خاک تو سر منحرف)
ا/ت : چ..چی ..کار می کنیییی😳
هانما: بیا یکم بخواب می دونی ساعت چند ؟ ساعت ۷ صبحه و تو انگار نمی تونی بخوابی انگار پیش فعالی کوتوله جونم 🤣
ا/ت : به من نگو گوتوله دراززز😡
هانما: همین دراز می تونه تو رو به فاک بده بیبی 😈
ا/ت : گوه خوردم 😰
هانما: دیگه نخور😁
هانما ا/ت رو رو تخت .......
ادامه ولی هنتایی بیا پایین
چقدر منحرفیئییییییییییییی اخههههههههههههههه منننننننننننننننن چهههههههههه بدونمممممممممم تو اتاققققققق چیکار کردیییییییی مگه هانما گذاشتتتتتت بیام داخل . آخه مقصر هانما هست بیاید از اون اعتراض کنینننننن به منننن چهههههههههههه🤣🤣🤣🤣🤣
🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰
می دونم ریدم و خیلی مسخره شد 👈👉
🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰
و می خواهم که تو اینبار نظر بدی که چی بنویسم👈👉
🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰
هانما خوابیده بود که شما:
ا/ت : هانمااااااااااااااااااااااااااا
کمکککککککککککککککککککک
😫😫😫😫😫
که هانما مثل برق گرفته ها بیدار شد و سرعی به پایین دوید
هانما: چییییییییییییییییییی شدهههههههههههههههههههه😰😰😰
ا/ت : دستم به این کتاب که بالای قفسه هست نمی رسه 😖
هانما به شکل وات فاک نگاهش می کرد 😳
هانما: اخهههههههههههههههه
ا/تتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
بی شعور چرااااااااااااااااااا منووو تا ایننننننننننن پایینننننننننننن
کشیدییییییییییییییییی😡
ا/ت : سر من داد زدی🥺
هانما: معلومه که داد زدمممممم
تو منووووو از خواببببب ناز بیدار کردیییییییییییییی🤬
ا/ت که بازیگریش خوب بود فهمید چطور هانما رو آروم کنه
ا/ت : هق ...هق ....بب...خشید😭😭😭
( گریه های الکی)
هانما: 😤😞 خوب چرا داد زدی صدام می کردی
ا/ت : دو...هق ...بار ....هق.....
صدات ....هق ...کردم ...بیدار ...
هق ....نشدی
هانما: اوهههه ببخشید بیبی که سرت داد زدم😣
ا/ت : اشکالی ...هق ...نداره
هانما ا/ت رو پرنسسی بغل کرد و برد تو اتاق ( خاک تو سر منحرف)
ا/ت : چ..چی ..کار می کنیییی😳
هانما: بیا یکم بخواب می دونی ساعت چند ؟ ساعت ۷ صبحه و تو انگار نمی تونی بخوابی انگار پیش فعالی کوتوله جونم 🤣
ا/ت : به من نگو گوتوله دراززز😡
هانما: همین دراز می تونه تو رو به فاک بده بیبی 😈
ا/ت : گوه خوردم 😰
هانما: دیگه نخور😁
هانما ا/ت رو رو تخت .......
ادامه ولی هنتایی بیا پایین
چقدر منحرفیئییییییییییییی اخههههههههههههههه منننننننننننننننن چهههههههههه بدونمممممممممم تو اتاققققققق چیکار کردیییییییی مگه هانما گذاشتتتتتت بیام داخل . آخه مقصر هانما هست بیاید از اون اعتراض کنینننننن به منننن چهههههههههههه🤣🤣🤣🤣🤣
🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰
می دونم ریدم و خیلی مسخره شد 👈👉
🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰
و می خواهم که تو اینبار نظر بدی که چی بنویسم👈👉
🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰🩰
- ۱۷.۸k
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط