ری اکشن توکیو ریونجرز

وقتی خانوادت دعوات میکنن:

خب تو با اونا قرار داشتی و سر ی موضوعی خانوادت دعوات میکنن و نمیتونی بری سر قرار ( گوشیتم تو دعوا میشکنه)

مایکی: ا/ت چرا نیومده؟
❤️زنگ میزنه به گوشیت که جواب نمیدی
ناراحت و نگران میشه
میاد خونتون که میبینه خانوادت عصبی هستن
سریع میاد تو اتاقت و میبینه ک داری گریه میکنی
ا/ت : م.مایکی هق اینجا چی.هق چیکار میکنی؟
مایکی: ا/ت حالت خوبه؟ چی شده؟ چرا گریه میکنی؟
و تو هم براش توضیح میدی اونم از اون روز ب بعد یکم از خانوادت بدش اومد ( چون تورو ب گریه انداخته بودن)

هانما: میاد دم خونتون که میبینه تو رو پله ها نشستی
هانما: چی شده بیب؟چرا داری گریه میکنی؟
ا/ت: با...هق.. خانوادم دعوام ..هق..شد هق...هق
هانما: چی؟ ( عصبی )
ا/ت:... چیزی نیست هق
هانما: کاریت ک نکردن ؟[ منظورش اینه ک نزدنت ]
ا/ت: .. نه .. هق.. فقط ..گوشیم...هق... شکست..
هانما تو بغلت میگیرتش
هانما: بیبی آروم باش چیزی نیست .... خودم برات ب گوشی میخرم نگران اون نباش
ا/ت: آخه...
هانما: هیشششش ... فعلا آروم شو بعدا حرف میزنیم
هانما دفعه ی بعدی ک اومد خونتون اینکه خانوادت تورو به گریه انداختن رو تلافی کرد




خوشتون اومد بگید پارت بعدی از همین موضوع رو میزارم
✌️💫✌️💫✌️💫✌️💫✌️💫
لایک و فالووووو
پارت های جدید آماده فقط ۱۰۰ تا شیم میزارم
دیدگاه ها (۱۹)

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو مایکی پارت اخر

سناریو ایدل رویایی پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۴

stolen

سناریو سانزو پارت ۱

سناریو ران پارت اخر

سناریو بی تی اسوقتی برات قلدری میکنن بعد می‌فهمن افسردگی گرف...

سناریو خط قرمز پارت ۲

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط