{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جـنون‌عـشـقَت❤️‍🔥:)

جـنون‌عـشـقَت❤️‍🔥:)
#𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۸



دنیا
...

با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار شدم اوههه دفعه‌ی چهارم بود زنگ می‌خورد . چون دیشب تا دیر وقت داشتم میخوندم

سریع پریدم تو دستشویی کلا رب ساعت وقت داشتم
یه تیپ اسپرت زدم و ی آرایش کوچیکم کردم  وایی دیر شد
از مامان خداحافظی کردم و اومدم بیرون و از صحنه ای ک دیدم دهنم ی متر باز شد
آخه این بشر چقدررر پروعههه

روهام: چقدر دیر کردی دنیا بدو بیا بالا

دنیا :من که گفتم نیا اگه میگفتی زود تر آماده میشدم

روهام: باشه بابا . بیا بالا لفتش نده دختر

.....
با روهام از پله ها بالا رفتیم ده دیقه از کلاس گذشته بود به در کلاس که رسیدیم روهام در باز کرد
تف ب این شانس حالا خوبه این استاده همیشه دیر میاد

استاد : بفرمایید ولی دیگه تکرار نشه
رفتم نشستم سر جای همیشه . وقتی طوفان دید با روهام اومدم هیچ نگاهی نکرد
خب نگاه کنه چیکار ؟ به اون چه؟
ن از دیروزش با اون نگاه نه از امروز

....

با آیناز داشتیم تو حیاط دانشگاه قدم میزدیم موضوع روهام براش تعریف کردم اونم غش غش خندید
این چن روزه ی چیزی میخاس بهم بگه دیگه مطمئن شدم

دنیا : آیناز چرا حس میکنم میخای چیزی بهم بگی

آیناز : من ؟ نه بابا چیزی نیس

دنیا : چرا هست بگو

آیناز : خب میدونی روهام ....
دیدگاه ها (۱)

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

رمان :قرار داد سر نوشت

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

من عاشق یک مافیا شدم Part 3ات: ۲روز بهم وقت دادن... اگه ... ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

نیو آرت^^

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط