شخصی از خدا دو چیز خواست..

شخصی از خدا دو چیز خواست..
یک گل و یک پروانه..

اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود...

غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد...

چند روز گذشت...

از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و آن کرم تبدیل به پروانه ای شد..

اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید
به او اعتماد کنید...

خارهای امروز گلهای فردایند......
دیدگاه ها (۳۵)

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

واجب الهی امر به معروف و نهی از منکر فراموش شده!

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

کلام نورانی وحی

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

شخصی از خدا دو چیز خواست...یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ب...

شخصی از خدا دو چیز خواست…یک گل و یک پروانه…اما چیزی که به دس...

شخصی از خدا دو چیز خواست…یک گل و یک پروانه…اما چیزی که به دس...

شخصی از خدا دو چیز خواست...یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط