شخصی از خدا دو چیز خواست…

شخصی از خدا دو چیز خواست…
یک گل و یک پروانه…
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود.

غمگین شد. با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
چند روز گذشت.

از آن کاکتوس پر از خار، گلی زیبا روییده شد و آن کرم تبدیل به پروانه ای زیبا شد.

اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید، به او اعتماد کنید.

خارهای امروز، گلهای فردایند!
دیدگاه ها (۰)

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

واجب الهی امر به معروف و نهی از منکر فراموش شده!

ا/ت تمام روز به حرف‌های سوکجین فکر می‌کرد.«تصمیمی که می‌گیری...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

Part:3💫کانوسا بیخیال افکارش شد و به جایی که قرار بود سیغه ی ...

شخصی از خدا دو چیز خواست......یک گل و یک پروانه......اما چیز...

شخصی از خدا دو چیز خواست…یک گل و یک پروانه…اما چیزی که به دس...

شخصی از خدا دو چیز خواست......یک گل و یک پروانه......اما چیز...

شخصی از خدا دو چیز خواست......یک گل و یک پروانه......اما چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط