{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

دکتر : متاسفم بچه رو از دست دادیم دارو مخصوص ......

جیمین : یعنی چی ( با گریه

جیمین : رفت داخل

جیمین : چراااااااااا دومین بچه مون بو چرا کشتییی ( با گریه
اتدهنوز بیهوش بود
پرستار: اقا ارم باشین
پرستار: امکان داره خانمرخودش بمیره دارو خیلی قوی بو
جیمین : چی
پرستار : احتمال داره
جیمین : شما اینجااااا چیکارههههه هستیتننننننن
دکتر : ما هر کاری از دستمون بربیاد می کنیم
جیمین : اگر‌زنم بمیره همتون رو میکشممممم
پرستار ؛ اقا ارم باشین
چند روز گذشت و ات نمرد 😐😂ولی بچه مرد و عمل کردن ات مرخص شد رفتن خونه

جیمین : چه طور بچه رو کشتی انقدر ازش بدت میومد

ات ؛ من نکشتم من هیچ کاری نکردمم چرا باور نمی کنی

جیمین : کی اون روز میگفت بهتره بچه به این دنیا نیادددد

ات : من اون طوری میگفتم قصدم کشتن بچه نبود

ات : اصلا بهتره که مرده نمی خوام همچین پدری تجاوز گری داشته باشه

جیمین : منم دوس ندارم زن هرز

می خواست حرف بزنه

یهو گوشی جیمین زنگ خورد

تهیونگ بود

جیمین : تهیونگ حال ندارم بعدن حرف می زنیم

تهیونگ : جیمینننن اون عکسا اون فیلما همش تقلبی بود

جیمین : یعنی چییی

تهیونگ : عکس واقعی اون فیلما و عکسا رو میفرستم نگاه کن

قط کرد و جیمین به اون عکسا نگاه کرد

جیمین : تو اون دختره نبودی

ات ؛ من چند بار بگم من نبودم

ات : ببینم چه فیلمی هس

جیمین نشونش داد

ات : تو اون تجاوز گر نبودی

جیمین : کدوم تجاوز گر

ات : اخه
جیمین : حالا نقشه اون کثافت رو فهنیدم اون فقط می خواست رابطه مون رو بهم بزنه بعدش تو خودت بچه رو بکشی


ات : چند بار بگم من بچه رو نکشتمممم



پرش زمانی موقعی که لیا و ایو امدن


ات : نه فکر نکنم اخه اون روز صبح بود غذا نخوردم که

لیا : چی شد که خون بالا اوردی

ات : صبح بود خیلی تشنم بود اب خوردم بعد چند دقیقه

ایو : شاید تو اب قرص انداخت بودن

سوزی : راس میگه

ات : اخه کی این کار می کنه

ایو : پاشین حاضر شین

ات و سوزی : چرا

لیا : خنگ ها بریم ببینم کی بچه رو کشته کی اب رو بهت دادهههه

ایو : ارههه پاشین

رفتن حآصر شدن رفتن بیماررستان

دکتر : اون قرصی که خورده بودین ....‌.. و اون قرصی که باعث شد بچه بمیره شناسایی کردیم اون داروی .......

ایو : پسسس همون قرص نبود فرق می کرد

دکتر : بله

سوزی : قرص حتما تو اب بود

دکتر : ولی ما اب و غذا رو برسی می کنیم امگان نداره

ایو : شما دوربین مخفی دارین

دکتر: بله

ات : می تونیم ببینیم

دکتر : بله ولی اتاق دوربین بسته هس

ایو : میشه باز کنین خیلی واجبه

دکت : کلید دست یکی از کارکنا هس اونم مریضه

سوزی :، ریدم به شانسمون

ایو : به غیر اون کسی کلید نداره

دکتر : خیر

ات : می دونید کی برمیگرده

دکتر : دو وز مرخصی گرفته

ایو : باشه

لیا : مممنون مزاحم میشیم

رفتن خونه

ات : الان جیکار کنیم( با بغض

سوزی : بابام تو بچه رو نکشتی کهاا


که جیمین امد تو

جیمین : سلام

لیا و ایو و سوزی : سلام

جیمین : میبینم اون کسی که بچم رووکشته اونی که قاتله بهم سلام نمیده

ات گریه اش گرفت رفت بالا

سوزی : جیمینن بس کننن دااااا

جیمین : چی چیو بس کنمممم

ایو : ات بچه روونکشته

جیمین : جه جالب من کشتم اقا من کشتم

لیا : جیمیننن ما جدی هستیم

جیمین : معلومه دا شما دوستشین حتما ازش دفاع می کنید

سوزی : جنگ نیس دفاع کنیم

جیمین : مبینم سوزی تو هم به اینا میوستی

لیا : اینا اسم دارهههه

سوزی :امرزو رفتیم بمیارستان قرص با قرص فرق داره

جیمین : اگرررر اون قرص رو نمی خور دیگه نمی رفت بیمارستان

لیا : الانننن بچه مردهههه میخواییی چیکار‌کنی بس کننن

جیمین : چقدر براتتتت راحتههههه

ایو : بس کن جیمیننن اتتت مریضههه جقدر اذیتش می کنی


جیمین : چه مریضی

لیا : ایو ات چشه

ایو : افسردگی کم داره و عصابش ضعیفههههه

جیمین : جی

ایو : ت شوهرشی باید ازش محافظت کنی

لیا رفت بالا پیش ات

سوزی : هر چقدر که تو حالت خراب باشه ات هم حالش خرابههه اون مادرههه وجوردی از عضو ش

لیا جیغ کشید

لیا : جیمیننننننننننن

جیمین و بجه رفتن دیدن ات افتاده زمین دستش هم زخمی
دیدگاه ها (۱۴)

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۱۰ | دیگه فقط همسا...

مرتیکه ح********بچه‌ها اونایی که نمی‌دونید داستان در مورد چی...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

پارت ۹÷‌ خب چیکار کنم همیشه همینم = من قهرممممممم ( در حال گ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط