دبیرستان بانگو پارت ۹
دبیرستان بانگو پارت ۹
خب ... پس امروز روزشه؟ باید حتما یکی از گروه هارو انتخاب کنیم ... راستش دلم میخواد برم تو کلوپ قمار ، بنظرم حداقل بهتر از ...بقیه کلوپ هاس
میرسم سر میزم ، و از رامپو کون میپرسم که اون میخواد تو چه کلوپی شرکت کنه
+ ها؟ چی؟ مگه باید شرکت کنیم؟
_ آه... واقعا به این اهمیت نمیدی که نمرهات کم شه؟
+ چرا باید نمرم کم شه؟
راستش به نکته خوبی اشاره کرد ، اصلا چرا باید نمره ازش کم شه اونم با همچین کلوپ های مسخره ای رامپو تنها کسیه که میتونه اعتراض کنه اما میدونم منظورش این نبود ، هاه درسته فوکوزاوا ... فوکوزاوا و مدیر موری رابطه خوبی با هم دارن و مطمئنم فوکوزاوا میتونه راضیش کنه *وقتی مدیر و معاون رو شیپ میکنی وقتی کاغذ های ثبت نام رو دادن و پرشون کردیم به سمت اتاق کلوپا راه افتادیم ، روی در نوشته بود که کلوپ چی هست ... آها ایناهاش !قمار!قبل از اون برمیگردیم و دنبال رامپو کون میگردم مثل اینکه کلوپ هک کردن و شطرنج گیرش انداخته بودن ..
وایسا ببینم !!! مگه فئودور سان هم تو اون کلوپ نبود؟؟!
خیلی نگران رامپو شدم اما خودش انگار عین خیالش نیست بهش اشاره میکنم و با لبخونی بهش میگم : رامپو نکن خیلی خطرناکه
مطمئنم که فهمید چی گفتم ولی خودش رو زد به اون راه و وارد شد ، بحث غرور رامپو-کون باشه هیچکس نمیتونه جلوش وایسه
منم بهتره برم داخل
سیگما سان با چهره خیلی جدی نشسته بود و منتظر باقی اعضا بود و من هم نشستم
جو سرد و خشکی بود ... تا اینکه سیگما سان گفت : شما ... چرا عضو این کلوپ شدی؟
+اوه ... فقط به نظرم جالب اومد
و ناگهان صورتش نرم شد و لبخند دلنشینی زد
و رفت پشت میز و از اونجا بسته کوکی در آورد
خیالاتی شدم یا واقعا سیگما سان موقع برداشتن کوکی ها از هیجان یکم پرید؟
خندیدم
خیلی شبیه رامپو کون میمونه
کمی به من تعارف کرد و دو نفر دیگه هم اومدن هر دوتا دخترن
راستش بعدش برخلاف همه انتظارات بهمون خوش گذشت و معلوم شد سیگما سان اصلا هم اعتماد به نفس نداره و فقط داره خودشو اینجوری نشون میده و تا آخر زنگ داشتیم پاسور بازی میکردیم
وقتی اومدم بیرون
وای نه !!! رامپو رو پاک فراموش کردم
صدای جیغ از کلوپ هک کردن و شطرنج اومد
سریع دویدم و درو باز کردم و دیدم که رامپو کون و فئودور سان دارن شطرنج بازی میکنن و همه مهره های فئودور سان خارج شده بود !
وایسا ببینم داره چیکار میکنه؟
اون ... نیکولای سان معلم جغرافیامون نیست؟ چرا ... بالای میز داره داد میکشه ...؟ فکر کنم بیش فعالی داره
اصلا من اشتباه کردم در أین تیمارستانو باز کردم
خب ... پس امروز روزشه؟ باید حتما یکی از گروه هارو انتخاب کنیم ... راستش دلم میخواد برم تو کلوپ قمار ، بنظرم حداقل بهتر از ...بقیه کلوپ هاس
میرسم سر میزم ، و از رامپو کون میپرسم که اون میخواد تو چه کلوپی شرکت کنه
+ ها؟ چی؟ مگه باید شرکت کنیم؟
_ آه... واقعا به این اهمیت نمیدی که نمرهات کم شه؟
+ چرا باید نمرم کم شه؟
راستش به نکته خوبی اشاره کرد ، اصلا چرا باید نمره ازش کم شه اونم با همچین کلوپ های مسخره ای رامپو تنها کسیه که میتونه اعتراض کنه اما میدونم منظورش این نبود ، هاه درسته فوکوزاوا ... فوکوزاوا و مدیر موری رابطه خوبی با هم دارن و مطمئنم فوکوزاوا میتونه راضیش کنه *وقتی مدیر و معاون رو شیپ میکنی وقتی کاغذ های ثبت نام رو دادن و پرشون کردیم به سمت اتاق کلوپا راه افتادیم ، روی در نوشته بود که کلوپ چی هست ... آها ایناهاش !قمار!قبل از اون برمیگردیم و دنبال رامپو کون میگردم مثل اینکه کلوپ هک کردن و شطرنج گیرش انداخته بودن ..
وایسا ببینم !!! مگه فئودور سان هم تو اون کلوپ نبود؟؟!
خیلی نگران رامپو شدم اما خودش انگار عین خیالش نیست بهش اشاره میکنم و با لبخونی بهش میگم : رامپو نکن خیلی خطرناکه
مطمئنم که فهمید چی گفتم ولی خودش رو زد به اون راه و وارد شد ، بحث غرور رامپو-کون باشه هیچکس نمیتونه جلوش وایسه
منم بهتره برم داخل
سیگما سان با چهره خیلی جدی نشسته بود و منتظر باقی اعضا بود و من هم نشستم
جو سرد و خشکی بود ... تا اینکه سیگما سان گفت : شما ... چرا عضو این کلوپ شدی؟
+اوه ... فقط به نظرم جالب اومد
و ناگهان صورتش نرم شد و لبخند دلنشینی زد
و رفت پشت میز و از اونجا بسته کوکی در آورد
خیالاتی شدم یا واقعا سیگما سان موقع برداشتن کوکی ها از هیجان یکم پرید؟
خندیدم
خیلی شبیه رامپو کون میمونه
کمی به من تعارف کرد و دو نفر دیگه هم اومدن هر دوتا دخترن
راستش بعدش برخلاف همه انتظارات بهمون خوش گذشت و معلوم شد سیگما سان اصلا هم اعتماد به نفس نداره و فقط داره خودشو اینجوری نشون میده و تا آخر زنگ داشتیم پاسور بازی میکردیم
وقتی اومدم بیرون
وای نه !!! رامپو رو پاک فراموش کردم
صدای جیغ از کلوپ هک کردن و شطرنج اومد
سریع دویدم و درو باز کردم و دیدم که رامپو کون و فئودور سان دارن شطرنج بازی میکنن و همه مهره های فئودور سان خارج شده بود !
وایسا ببینم داره چیکار میکنه؟
اون ... نیکولای سان معلم جغرافیامون نیست؟ چرا ... بالای میز داره داد میکشه ...؟ فکر کنم بیش فعالی داره
اصلا من اشتباه کردم در أین تیمارستانو باز کردم
- ۱۱.۷k
- ۰۹ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط