عشق (پارت ۱۱)

جیمین: به چی زل زدی دختر؟ * خنده *
مینجی: مرد سک*سی رو به روم
جیمین: شیطون شدیا خانوم خانوما * میخنده *
مینجی: واسه عشقم همیشه شیطوون میشم دیگه...
جیمین: اوهو ، تا دیروز بودم داداشی که چیشد؟؟؟؟ *خنده*
میاد پیشم
مینجی: از امروز شدی عشقم
لبشو میذاره رو لبام محکم و عمیق میبوسه (من غششششش) منم دستم رو دور گردنش حلقه میکنم و همراهیش میکنم بعد از چند مین جدا میشیم
جیمین: آخخخخخخ چقد خوشمزه بود * چشمک *
مینجی: *سرخ *
جیمین: تو و خجالت ؟ عجیبه * خنده *
مینجی:*خنده*
برقو خاموش میکنه میاد پیشم دراز میکشه، بغلم میکنه با موهام ور میره تا خوابمون میبره

//فردا صبح//
// ویو یونا //
کم کم بیدار میشم میبینم ته محکم بغلم کرده و خوابه ، زل زده بودم به صورتش یکم که میگذره چشاشو باز میکنه
ته: صبح زیبا ترین بانوی دنیا بخیر *لبخند*
یونا: عاووووو خیلی ممنون، صبح شمام بخیر
بوسه کوتاه رو لبم میزاره که سرخ میشم
ته: بی*بی گرلم دیگه لازم نیست خجالت بکش در آینده قراره فرا تر بریم *چشمک و لبخند شیطانی*
یونا: یا خود خدااااااا * خنده *..... وایسا ل...لباسام چرا اینان؟ * متعجب*
ته: من لباساتو عوض کردم*خیلی خونسرد*
یونا: چیییییییی * جیغ طور *
ته: اخ گوشممم کر شدم چه خبرته؟ *خنده*
یونا: *خنده*
ته: پاشو بریم صبحونه بخوریم عشقم
هنوز هنگ بودم و داشتم آب میشدم از خجالت (🤦🏻‍♀️اینشکلی) که خیمه میزنه روم
ته: یه کار میکنم خجالتت از بین بره *لبخند شیطانی*
یونا: چیزه........من......خجالت چیه.....نه..... من خجالت نکشیدم بریم صبحونه *خنده*
ته: *قهقهه* ینی عاشقتم
یونا: من بیشتر *لبخند*
میریم صبحونه، خدمتکارای خونش صبحونه رو میارن برامون و ته غذارو میذاره جلوم
یونا: ممنون * لبخند کیوت *
ته: اینقدر کیوت نباش یه دفعه دیدی خوردمتا
میخندم و لپشو میبوسم
ته: وویییی خدااا
یونا: بسه صبحونتو بخور *خنده*
میخنده و ادامه صبحونشو میخوره

// ویو مینجی//
اروم بیدار میشم و با سیسپک هاش باز میکنم
جیمین: بگیر بخواب بچه تا کار دستت ندادم *خنده*
مینجی: تا باشه از این کارا *خنده*
جیمین: شب که نشونت دادم میفهمی *لبخند شیطانی*
مینجی: غلط خوردم *خنده*
جیمین: *خنده*
طبق معمول گوشیمو برمیدارم و میرم داخل اینستا و خود به خود چندتا عکس پسر با بالا تنه ل*خت میاد


~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#تهیونگ
#وی
#جیمین
#ویمین
#فیک_تهیونگ
#فیک_جیمین
#فیک_ویمین
#bts
#BTS
#Teahyung
#teahyung
#Jimin
#jimin
#vmin
دیدگاه ها (۴)

Iove and the moonPart33ویو فردا صبح کوک: یونا عشقم  بیدارشو ...

پارت ۷۰ته که از اول ساکت ایستاده بود، بالاخره نتونست جلوی خن...

### 💗 قولی که شکستینور آفتاب آرام‌آرام اتاق را روشن می‌کرد. ...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁶ویو یوناکه یهو یک مرد اومد جلو ...

ـLove and the moonPart48یونا بلند داد زد: گمشو عوضی دیگه به...

پارت ۴۶

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

Part ²⁰ویو لیلیخوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش چند روز ب...

شاگرد لوس من

محو زیبایی او پارت ۴۶ویو ته یونگگوشیم رو برداشتم و کلی سعی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط