{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ²⁰

Part ²⁰

ویو لیلی

خوابوندمش رو تخت و پتو رو کشیدم روش

چند روز بعد

" صبح ساعت 6 "

صبح چشمامو باز کردم بلند شدم رو تخت نشستم هنوز یکمی گیج میزدمو خوابالود بودم دیدم جونگکوک خیلی تمیز و سرحال نشسته بود رو کاناپه و به من نگاه میکرد لبخندی با اون چشمای نیمه باز وگیجو منگم زدم که اونم لبخند زد

_ صبح بخیر

تعجب میکنم چرا نرفته شرکت متقابل بهش جواب دادم

+ صبح توام بخیر ...راستی چرا نرفتی شرکت ؟؟

شونه ای بالا انداخت و اومد کنارم رو تخت نشست

_ مامان خانم گفته باهم بریم خرید لباس عروسی و اینچیزا !

یلحضه موندم کی اخر هفته شد من نفهمیدم انگاری اینجا زندگیم واقعا راحت بوده و جای گرمو نرمی داشتم که نفهمیدم کی زمان گذشت لبخند تلخی زدم راضی به رفتن نبودم چون میدونستم اونم خوشحال نیست سرمو انداختم پایین

+ متاسفم جونگکوک شی واقعا نمیدونم چجوری ازت معذرت خواهی کنم ببخشید

کلافه دستی برد تو موهاش

_ ای خدا باز این دختر شروع کرد !

نگاه کردم بهش

_ ببینم تو گرسنت نیست پاشو برو مسواکتو بزن بریم صبحونه زود باش

خیلی خوب بحسو عوض میکنه لبخندی با اون چشمای پر شده از اشکم زدم نمیدونم چرا پیش این مرد تسلیم میشم باهمون حالت لبخند زدم

+ خوب بلدی بحسو عوض کنی ..واقعا متاسفم من با اومدنم زندگیتو خراب کردم من با اومدنم باعث شدم که یکیو تحمل کنی که هیچ احساسی بهش نداری

_ لیلی بهت چی گفتم ؟!

جدی داشت بهم نگاه میکرد

+ جونگکوک ..!!

ته لحنش عصبانیت معلوم میشد

_ من بهت چی گفتم لیلی ؟!

+ گفتی گریه نکنم !!

اشکامو پاک کرد

_ افرین بسه دیگه گریه نکن ای خدا با این اشکات روزمو خراب کردی عه گفتم بلند شو

همینجوری نگاهش کردم که لبخند زد و دل من رفت واسه این لبخندش

_ افرین من میرم بیرون پایین منتظرتم لباساتم بپوش که قراره بریم خرید

+ واقعا لازمه ؟!

با چیزی که گفت موندم این چی گفتتت ؟!!

اینم از پارت 20 ممنونم که زود شرطا رو رسوندین خوشگلا

لایک : 11
کامنت : 10
ریپست : 4

ممنون میشم شرطا رو برسونید خیلی ممنون بابت حمایت خوشگلا خیلی دوستون دارم 🍓🍓😍😍🎀🎀😊😊❤️❤️
دیدگاه ها (۱۱)

Part ¹⁹ویلو لیلی بعد از ناهار جونگکوک یراست رفت بالا تهیونگ ...

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۶۸گفت: نادیا نفهمه.. باشه باش...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 35・⁠]⁠ᕗسرش رو پایین انداخت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط