امروز ..بوسه ی جوانه ای را

امروز ..بوسه ی جوانه ای را
روی ساقه ی غمگین زمستان دیدم
دلم آرام شد.مثل درختی ک باد
راز دلش را برایش فاش کرده است
امروز دلم خواست شماره ی بهار را بگیرم
سلام کنم..حالش رابپرسم
و بگویم کی از راه خواهی رسید
میخواهم کوچه را آب و جارو کنم...
امروز دلم خواست لبخند بزنم
دلخوش باشم به صدای قُل قُل  سماور
دلخوش باشم به سلام مادر
دلخوش باشم به عطر گرم چای
امروز دلم خواست برای غم کاری کنم
بگویم خبر داری فردا شادی از راه خواهد رسید؟

#ستایش_قلب_سربی
#عاشقانه #خاص #خاصترین
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

P²⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p21 یه مرد با موهای...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

I'm not jealous part 61اینم از جیمین شده یکی لنگه ی تهیونگ ا...

پروانه جان

زیبای کوچک فریبکار

شاهکاری به نام دروغ

صبح روز بعد، ا.ت با لبخند از خواب بیدار شد.قرار بود بعدازظهر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط