The little tiger of the mafia
𝗣𝗧𝟴
ادامه ویو ته:
ماشینو به سمت عمارت روندم و رفتم ببینم تا جیهو درمورد سایه ی مافیا چه تحقیقی کرده.
بعد رسیدن به عمارت ماشینو تو پارکینگ گذاشتم. عمارت با وجود کلی خدمه و اون یورای هر*زه پر حرف خیلی ساکت بود.
رفتم داخل و دنبال جیهو گشتم که دیدم تو اتاق شخصیمه. فقط جیهو اجازه داشت بیاد تو اتاقم. داشت با لپتاپش کار میکرد و اینقدر تمرکز کرده بود که متوجه ورود من به اتاق نشد.
_چیکار میکنی؟
٪ ترسوندیم بابا... بیا بشین درباره سایه ی مافیا دارم تحقیق میکنم.
_جدی؟ خوبه. پس اول اطلاعاتشو بده تا منم بهت یه خبر باحال بدم
٪خب... اطلاعات زیادی ازش نیست. تمام اطلاعات گذشتش پاک شده.
_ پاک شده؟ خب چه چیزایی ازش مونده؟
عکسی ازش هست؟
٪ نه عکسی، نه اسمی، نه سن مشخصی...
_ خب بگو ببینم چی دربارش هست
٪ اممم.... فهمیدم تازه از فرانسه برگشته سئول و حدود ۶ سال تو المان بوده و حدود 5 ساله که تو فرانسه بوده و یه ماهه به سئول برگشته
_ پس اونم کره ایه... همین؟
٪ اره حالا خبر تو چیه؟
_ خببب... قراره بکشیمشش
٪ جدی؟ قراره یه مزاحمو بکشیم؟ عالیههه!
_ اره، از پدرم شنیدم که قبلا باهاشون شریک و دوست بوده ولی از پدرم خیلی کوچیکتره و یه مافیای حرفه ایه ولی بعد چند سال کار کردن به اعضای باند خودش خیانت کرد و رفت با باند رقیب همکاری کرد
٪ اووو... پس قراره یه خائن کوچولو بکشیم
_ و اینکه زنه...
٪ ها؟ واو ما مافیای زن خیلییی کم داریم..
_ اره ولی یه مشکلی هست
٪چی؟
_ پدرم گفت اگه نتونیم بکشیمش از مافیا حذف میشیم
٪ نگران نباش هر اتفاقی بیفته من هستم
_ و....
٪ و چی؟
_ یه مشکل بزرگ
٪ چی؟ حرف بزن دیگه
_ از کجا پیداش کنیم؟ من یه حس خاصی نسبت به این دارم
٪ خب...
_ ما نباید از مافیا اخراج بشیم
٪ من یه ایده دارم
_چی؟
٪ اینکه.....
ادامه ویو ته:
ماشینو به سمت عمارت روندم و رفتم ببینم تا جیهو درمورد سایه ی مافیا چه تحقیقی کرده.
بعد رسیدن به عمارت ماشینو تو پارکینگ گذاشتم. عمارت با وجود کلی خدمه و اون یورای هر*زه پر حرف خیلی ساکت بود.
رفتم داخل و دنبال جیهو گشتم که دیدم تو اتاق شخصیمه. فقط جیهو اجازه داشت بیاد تو اتاقم. داشت با لپتاپش کار میکرد و اینقدر تمرکز کرده بود که متوجه ورود من به اتاق نشد.
_چیکار میکنی؟
٪ ترسوندیم بابا... بیا بشین درباره سایه ی مافیا دارم تحقیق میکنم.
_جدی؟ خوبه. پس اول اطلاعاتشو بده تا منم بهت یه خبر باحال بدم
٪خب... اطلاعات زیادی ازش نیست. تمام اطلاعات گذشتش پاک شده.
_ پاک شده؟ خب چه چیزایی ازش مونده؟
عکسی ازش هست؟
٪ نه عکسی، نه اسمی، نه سن مشخصی...
_ خب بگو ببینم چی دربارش هست
٪ اممم.... فهمیدم تازه از فرانسه برگشته سئول و حدود ۶ سال تو المان بوده و حدود 5 ساله که تو فرانسه بوده و یه ماهه به سئول برگشته
_ پس اونم کره ایه... همین؟
٪ اره حالا خبر تو چیه؟
_ خببب... قراره بکشیمشش
٪ جدی؟ قراره یه مزاحمو بکشیم؟ عالیههه!
_ اره، از پدرم شنیدم که قبلا باهاشون شریک و دوست بوده ولی از پدرم خیلی کوچیکتره و یه مافیای حرفه ایه ولی بعد چند سال کار کردن به اعضای باند خودش خیانت کرد و رفت با باند رقیب همکاری کرد
٪ اووو... پس قراره یه خائن کوچولو بکشیم
_ و اینکه زنه...
٪ ها؟ واو ما مافیای زن خیلییی کم داریم..
_ اره ولی یه مشکلی هست
٪چی؟
_ پدرم گفت اگه نتونیم بکشیمش از مافیا حذف میشیم
٪ نگران نباش هر اتفاقی بیفته من هستم
_ و....
٪ و چی؟
_ یه مشکل بزرگ
٪ چی؟ حرف بزن دیگه
_ از کجا پیداش کنیم؟ من یه حس خاصی نسبت به این دارم
٪ خب...
_ ما نباید از مافیا اخراج بشیم
٪ من یه ایده دارم
_چی؟
٪ اینکه.....
- ۱۹.۰k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط