«آرامش»
«آرامش»
پارت: 4
«داستان: شروع شرط بندی و ماجرا ها»
ته. تقصیر تو نیست
هوسوک. به زور باهام اومد خودتم میدونی که اخلاقاش گنده
کوک. میگم چرا بازی نمیکنیم؟؟
هوسوک. چه بازی
ته. این فسقل بچه سره بولینگ باهام شرط گذاشته
یونگی. ما هم بازی کنیم؟؟
هوسوک. من یه شرط دارم
یونگی. چی؟
هوسوک.«تو گوشش گفت» مخ جیمین رو بزن
یونگی. این که کاری نداره
هوسوک. پس برو
یونگی. اوکی
نتایج بازی
ته. 380
کوک. 260
یونگی. 296
هوسوک300
کوک. خب من باختم شرط چیه؟
ته. اخر شب بعد مهمونی بیا اتاقم
جیمین. ته چه فکری تو سرته؟
ته. خب بزار همین اول بگم
رزی. بگو
ته. کوک رو به فرزند خوندگی میگیرم
کوک. چی؟؟
ته. پدرم یه وارث بعد از من میخواد منم تورو به فرزند خوندگی میگیرم و مخارج تورو به عهده میگیرم
یونگی. پس پاریس چی؟
ته. میخوام بمونم کره
یونگی.اوکی
جیمین. راستی شرط تو چی بود؟؟؟
هوسوک. هنوز زوده بفهمی جوجه طلایی
یونگی. خفه شو هوسوک
جیمین. اوکی
«بعد مهمونی»
پارک. پس یعنی میگی میخوای سرپرستی کوک رو بگیری؟
ته. اره
پارک. کوک تو راضی؟؟
کوک. من نظری ندارم
ته. بگو دوست داری با من زندگی کنی؟
کوک. چرا که نه دوست دارم ولی میشه جیمین هم گاهی وقت ها بیاد پیشم
پارک. من مشکلی ندارم
کیم. بنظرم این تصمیم درستی نیست
ته. چرا؟
کیم. در اینده اگر بخوای ازدواج کنی...
ته. من ازدواج نمیکنم بخاطر همین فرزند خونده اوردم.
شرایط نداریم چون تا تابستون قرار نیست فعالیت داشته باشم
پارت: 4
«داستان: شروع شرط بندی و ماجرا ها»
ته. تقصیر تو نیست
هوسوک. به زور باهام اومد خودتم میدونی که اخلاقاش گنده
کوک. میگم چرا بازی نمیکنیم؟؟
هوسوک. چه بازی
ته. این فسقل بچه سره بولینگ باهام شرط گذاشته
یونگی. ما هم بازی کنیم؟؟
هوسوک. من یه شرط دارم
یونگی. چی؟
هوسوک.«تو گوشش گفت» مخ جیمین رو بزن
یونگی. این که کاری نداره
هوسوک. پس برو
یونگی. اوکی
نتایج بازی
ته. 380
کوک. 260
یونگی. 296
هوسوک300
کوک. خب من باختم شرط چیه؟
ته. اخر شب بعد مهمونی بیا اتاقم
جیمین. ته چه فکری تو سرته؟
ته. خب بزار همین اول بگم
رزی. بگو
ته. کوک رو به فرزند خوندگی میگیرم
کوک. چی؟؟
ته. پدرم یه وارث بعد از من میخواد منم تورو به فرزند خوندگی میگیرم و مخارج تورو به عهده میگیرم
یونگی. پس پاریس چی؟
ته. میخوام بمونم کره
یونگی.اوکی
جیمین. راستی شرط تو چی بود؟؟؟
هوسوک. هنوز زوده بفهمی جوجه طلایی
یونگی. خفه شو هوسوک
جیمین. اوکی
«بعد مهمونی»
پارک. پس یعنی میگی میخوای سرپرستی کوک رو بگیری؟
ته. اره
پارک. کوک تو راضی؟؟
کوک. من نظری ندارم
ته. بگو دوست داری با من زندگی کنی؟
کوک. چرا که نه دوست دارم ولی میشه جیمین هم گاهی وقت ها بیاد پیشم
پارک. من مشکلی ندارم
کیم. بنظرم این تصمیم درستی نیست
ته. چرا؟
کیم. در اینده اگر بخوای ازدواج کنی...
ته. من ازدواج نمیکنم بخاطر همین فرزند خونده اوردم.
شرایط نداریم چون تا تابستون قرار نیست فعالیت داشته باشم
- ۴۳۰
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط