{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت ننوشت ، گر نوشت بد نوشت

سرنوشت ننوشت ، گر نوشت بد نوشت

سرنوشت را نمیتوان از سر ، نوشت

کاش می شد سرنوشت خویش را از سرنوشت

کاش می شد اندکی تاریخ را بهتر نوشت

کاش می شد پشت پا زد بر تمام زندگی

داستان عمر خود را گونه ای دیگر نوشت


بدترین حس اینکه
هر وقت دلت براش تنگ میشه
یادت بیفته که حتی وقتی با تو بود
بازم دلش باتو نبود...
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی از جانگ کوکرمان: وصلتِ آتش و یخقسمت اول: خبرِ بمب‌...

### Start Again (33)سه روز دیگه هم گذشت.و اوضاع نه‌تنها بهتر...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

(^o^) (^o^) مردی که روبروش وایساده بود ظاهری ناخوشایند داشت....

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 35 توی ماشین سکوتی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط