کوک پشت سر هم زنگ میزد به ات و فقط صدای •شماره ی مورد نظر

کوک پشت سر هم زنگ میزد به ات و فقط صدای •شماره ی مورد نظر در دسترس نمیباشد• میشنید و عصبی شده بود برای همین حاضر شد و یک ماسک و یک کلاه گذاشت و سوار ماشینش شد و رفت تا ببینه ات کجاست .
ویو ات
همینطور داشتم توی خیابون ها میخرچیدم . اتاق ساعت۱۱ شبه و همه جا آرومه.
چند نفر از پشت سرم منو صدا زدن .
نفرات: هی......هی...کری؟
ات: چی میخوای؟
نفر یک: چه زبون درازی داری...
نفر دو: باید زبونشو اندازه کنیم.
ات رو تا تونستن زدن ولی بالاخره یکی رسید
دیدگاه ها (۳)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۲لیویا چونش لرزید و...

Custom bride part : ۱۵

#ازدواج_اجباری_توسط_پدربزرگ#part32ات: چـ....چیپسره: کری یا خ...

#سادیسمی پارت 16"فردا"* بلاخره .. ساعت .. 8 شب بود آت و جونگ...

Part14ات ویواصلا نمیدونم ته کجاست ولش رفتم بیرون تو راه بودم...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

رمان عشق و نفرت پارت ۱۰تهیونگ :ولی چی جیا:خب من لباسم تهیونگ...

P32افتتاحیه دقیقاً همون‌جوری پیش می‌رفت که باید.نورها گرم، ص...

ویلای منPart 5مونا رفتات: ارباب... شوگا: ات گمشو از اینجا ...

من زندم پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط