{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک پشت سر هم زنگ میزد به ات و فقط صدای •شماره ی مورد نظر

کوک پشت سر هم زنگ میزد به ات و فقط صدای •شماره ی مورد نظر در دسترس نمیباشد• میشنید و عصبی شده بود برای همین حاضر شد و یک ماسک و یک کلاه گذاشت و سوار ماشینش شد و رفت تا ببینه ات کجاست .
ویو ات
همینطور داشتم توی خیابون ها میخرچیدم . اتاق ساعت۱۱ شبه و همه جا آرومه.
چند نفر از پشت سرم منو صدا زدن .
نفرات: هی......هی...کری؟
ات: چی میخوای؟
نفر یک: چه زبون درازی داری...
نفر دو: باید زبونشو اندازه کنیم.
ات رو تا تونستن زدن ولی بالاخره یکی رسید
دیدگاه ها (۳)

ات دیگه توان باز نگه داشتن چشماشو نداشت و اون فرد آن افراد. ...

ات میخواست از ماشین پیاده شه که کوک با داد و عصبانیت گفت: سا...

پلیس: ما رو مسخره ی خودت کردی؟ برو بیرون....ات اومد بیرون و ...

شب شد و کوک هنوز هم منتظر تماس ات بود . ویو ات بعد از اینکه ...

عشق ناگهانیℙ:𝟙ات: دختری ۱۹ ساله که چون آرمیه توی دانشگاه کسی...

پارت دوم سناریو های کوتاه ✨ناکاهارا چویا: شب دیر وقت بود و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط