{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
فصل 3
پارت 3
ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟
جونگ کوک: هیچی
ات: اوکی (ناراحت)
از روی تخت بلند شدم و میخواستم برم بیرون
جونگ کوک: بچههه یچی دیگه تنت کن خیلی کوتاهه
ات: برو بابا
رفتم روی کاناپه نشستم و به کلی و تهیونگ نگا میکردم با خندهاشون خنده روی لبام میشست
جونگ کوک: ات پاشو بیا تو اتاق
تهیونگ: ات تو مگه نرفتی بخوابی کی اومدی اینجا
ات: یکم پیش اومدم
جونگ کوک: الو صدای منو نمیشنوی اتتت
ات: تهیونگ کاری هس که من بتونم انجام بدم
جونگ کوک: ات اول لباستو عوض کن بدووو (عصبی)
تهیونگ: نه همه کارا رو انجام دادیم چیشده باز دعوا کردین
ات: مهم نی
جونگ کوک: ات جان من یه دقه بیا لباستو عوض کن
تهیونگ: ات قشنگم برو لباستو عوض کن بخاطر من
ات: بخدا فقط به خاطر تو من نمیدونم قراره کی بیاد اه
رفتم لباسمو اوض کردم و برگشتم
تق تق
جونگ کوک: برو در رو باز کن ات
ات: خودم میدونم باید چیکار کنم
رفتم درو باز کردم یه نفر دوتا متور اورده بود
ات: جونگ کوککککک اینا برای ما
جونگ کوک: اره
ات: اول مبایلت
جونگ کوک: من پیام دادم اینا رو بیارن یرامون رمزشو هم عوض نکردم گلممم
ات: عا میشه بریم دور دور
جونگ کوک: عشقم شب میریم ولی الان من کار دارم بذید برم
ات: پس بیاین ناهار بخوریم ما میریم متور سواری توم برو کاراتو انجام بده
جونگ کوک: باشه عشقم
جیمین و نیلا رو هم صدا کردم و ناهار خوردیم بعدش جونگ کوک سوار ماشین شد و رفت ات: بچه ها بریم متور سواری
کلی: نه ات من حال ندارم من تو خونه میمونم شما برین وگرنه استرس میگیرمم بریناااا
ات: باشه اصرار نمیکنم
تهیونگ: من بمونم؟
کلی: نه برو میخوام تنها باشم
ات: باشه شب اماده باش بیایم بریم بار
کلی: اوکیه
نیلا: بریم متور سواری
ات: متور جونگ کوک برا شما
جیمین: اوکیه
ات: تهیونگ بشین بریم
تهیونگ: ات بریم یجای خوب
ات: بریم بستنی بخوریم
تهیونگ: موافقم
5مین بعد
ات: پیاده شو
تهیونگ: جیمین بریم بستنی بگیریم
ات: نیلا تا موقع اماده میشه ما بریم یه دوری بزنیم
نیلا: موافقم
ویو ات: نیلا نشست رو متور کلاه کاسکتامونو سرمون کردیم و رفتیم پشت چراغ قرمز بودیم که احساس کردم متور سنگین شد برگشتم دیدم یه پسر نشست پشتم
ات: هی
پسره: میشه ما رو هم یه دور بدی
ات: نه دوستام ببینن دردسر میشه پیاده شو
پسره: نه لطفا یه دورم بده دیگه
چراغ سبز شد مجبور بودم حرکت کنم سریع با نیلا کنار خیابون وایستادیم
ات: برو متور بخر مرتیکه پیاده شو از متورم
پسره: هی حالا یه دوره دیگه
نیلا: ات خب یه دورش بده
ات: من مشکلی ندارم اگه جونگ کوک ببینه چی اگه این نزدیکیا باشه چی
پسره: یه دور بده میتونیم بریم تو اون کوچه های پایین
ات: اوم من اینجا زندگی نمیکنممم هیچ جا رو نمیشناسم اومدیم مسافرت
پسره: خب کاسکتتو بردار تا حرف بزنیم
ات: اوفففف ای خدا بزن بریم یه دور میدمت
سوار متورامون شدیم و با سرعت میرفتیم
پسره: خودت اینو خریدی؟ اینا خیلی گرونن
ات: نه شوهرم گرفته برام
پسره: او بامزه ای سنت قانونی نیست که
ات: عاااااا ولی تو رابطم اون برام گرفته
دیدگاه ها (۶)

شب تولدم فصل 3پارت 2کلی: حرفی هم مونده تهیونگ: من حرف دارم ب...

شب تولدم فصل 3پارت 1توجه هر فصل 30 قسمته تهیونگ: خستم نکنین ...

شب تولدم پارت 55فصل دوم پارت 26جونگ کوک: داری دیوونم میکنی ا...

شب تولدم پارت 45فصل دومپارت 16جونگ کوک: تهیونگ چرا اینجوری ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط