{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۰فصل دوم

پارت ۲۰فصل دوم

ویو ات

صبح از خواب بیدار شدم لباس کوک که دیشب بغل کرده بودم و بوش میکردمو(الهی من بمیرم اما خب سرنوشته دیگه اتی جون😥) گذاشتمش کنار اصلا حالم بدون اون خوب نبود شب بدون اون خوابیدن صبح بدون بوسه ها و کرم ریختناش بلند شدن دیگه ندیدن اون چشمای تیله ای براقش ازارم میداد اما باید روی پای خودم وای میسادم بخاطر اون بخاطر بچه هام و از همه مهم تر گرفتن انتقام کوک رفتم یه آب به دستو صورتم زدم لباس پوشیدم رفتم پایین دیدم میز صبحونه حاضره همه منتظر منن

ات: سلام به همگی

همه: سلام

لارا: دخترم خوبی دیگه آره

ات: از لحاظ ظاهر بله اما درونم بدجور داغونه در حال آتیش گرفتنه

ات: بورام دخترم

بورام: بله مامان(بغض دار )

ات: دخترم از کنار داداشت بلند شو بیا پیش من بشین

بورام رفت پیش ات سعی کرد گریه نکنه اما بغض بدی داشت خفش میکرد

ات: دخترم عزیزم میدونم پدرتو از دست دادی الان جدی خیلی ناراحتی اما ما چاره ای نداریم ما باید زندگی رو بخاطر خوشحالی بابات ادامه بدیم یادته بابات چی گفته بود دیگه

بورام: گفته بود .... اگر من مردم ناراحت نشید و به زندگی بدون من ادامه بدید (بغض )

ات: پس توهم باید به حرفش گوش بدی و به زندگی کردن ادامه بدی نمیگم ناراحت نباش اما خودتم اذیت نکن بالاخره داری عروس میشی پس خودتو زود جمع و جور کن

بورام: مامان ..من ...دلم ..‌.برای موقع هایی که سر به سرم میزاشت وقتی ناراحت بودم حتی اگه شده سعی میکرد با یه تیکه شکلات شادم کنه همیشه روم غیرتی میشد باهام شوخی میکرد قلقلکم میداد مامان من دلم بابامو میخواد(شروع کرد به گریه)

ات یهو بورامو بغل کرد و موهاشو نوازش میکرد

ات: میدونم دخترم منم دلم بابا تو میخواد مخصوصا بغلش اما دخترم زندگیه دیگه

ات و بقیه به زور به غذا لب زدن و بلند شدن ات میخواست با بکهیون برن شرکت که یهو زنگ در خونرو زدن

حمایت یادتون نره بچه ها امروز سه پارت از این فیک میزارم و اینکه بهتون میگم کوک زنده نیست و اون یاروعه که میگم یکی دیگس پس تورو خدا توی کامنتا انقدر نگید کوکه با تشکر🤗😁
دیدگاه ها (۱۵)

dark love

دختر کوچولوم

چند پارتی جونگ کوک دعوایی که جونگ کوک اومد کت و شلوار مشکیشو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

part1

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

چند پارتی درخواستی

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁷ویو: جونگ‌کوکهمین که رسیدیم، هنر...

پارت دو ماه کوچولو من ویو ات خیلی ترسید بودم اما داشت یه کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط