samin693
۱۳۴
پسند
قطار سمت خدا می رفت ...
قطار سمت خدا می رفت ...
همه سوار شدند ،
وقتی به بهشت رسید ،
همه پیاده شدند ...
یادشان رفت که مقصد خدا بود ، نه بهشت ...!
آدمی همین است ؛
مقصود را به بهتری می فروشد ،
یار را به زیباتری ...!
دانلود
۴.۰k
۰۳ مهر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (
۳
)
#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...
🔻قلهای که با مقاومت فتح میشوداگر مقاومت کنید، آنگاه قله ...
𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...
روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...
عشق سوری پارت 9ویو کوک باید برم دنبال اون دختره اوفففف رفت د...
فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید
وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...
### A Shadow Named You### سایهای به نام تو### P.13(روایت از...
سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...
اوه،درسته!ناکاهارا چویا،اسمی که به زبون آوردنش قَد قَن بود ح...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین