....دلم را می بَری هر دَم، ولی آهسته آهسته

....دلم را می بَری هر دَم، ولی آهسته آهسته
فـراوان می کنی دردم ولی آهسته آهسته

شرابِ نابِ چشمت را به جامم می کنی اما
شرابت میکُشد در دَم، ولی آهسته آهسته

ندیدم خیری از دنیا و اینسان زندگی کردن
بزن این زندگی برهـم ولی آهسته آهسته

شدم محزون ودلخسته ازاین تنهایی مطلق
به مُـردن میرسد کارم، ولی آهسته آهسته

از این دارِ مکافات و قیامت هم نمی ترسم
که من تَرکِ دلم کردم، ولی آهسته آهسته

بیـا و ایـن دَمِ آخـر کمی اندیشه کن جانا
از ایـن آهِ دلِ سـردم ولـی آهسته آهسته
M🥀
دیدگاه ها (۱)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

True Love①②ا/تبا یه تیپ ساده ولی قشنگ رفتم پایین. تهیونگ تو ...

✍✍✍دلم را می بَری هر دَم، ولی آهسته آهستهفـراوان می کنی دردم...

دلـم را می بری هر دم ولی آهسته آهستهفـراوان می کنـی دردم ولی...

شراب ناب چشمت را به جامم می کنی اما شرابت می کُشد در دَم ولی...

#عاشقانه_های_امیر_علی#متن_های_زیبا_دلنشین#دلبرانه #عاشقانه_...

می شود یارا مرا یک بوسه مهمانم کنی ؟من گنه کارم مرا در سینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط