ببین چگونه عاشقت کنم
.
پارت ²²
ات : ای بابا . کار خودته میخواستی یکم صبر کنی
جین : صبر جایز نیست من کوچولو دوست دارم .پس بزار جوونم استفاده کنم
ته : ای بابا هیونگ تو دیگه پیر شدی
جین : پیر خودتی میمون .
سلنا : واییییییییییی خدا باز شروع شد اگه خیلی دوست دارین یاد بچیگتون افتادید بدم نامجون یه فس بزنتتون
ته: مامان از دلت میاد ؟
سلنا : نه آخه دلمم نمیاد ای زندگی
جین: منو چی حتما دلتون میاد نه
سلنا : تو از همه با این سنت آتیش پاره تری تو باید کتک بخوری کفگیر سلنا با سر جین برخورد میکنه .
جین : بابا یه چیزی بگو دیگه فقط میخندی بابا من بچه دومم داره به دنیا میاد .
سلنا : بفرمایید صبحانه
همی باهم صبحانه خوردن که ات آماده شد و همراه ته به شرکت پدرش رفت . رفت بالا که منشی اجازه ی ورود نمیداد منشی جدید بو. و ات رو تا حالا ندیده بود .
منشی : خانم متاسفم من تا حال شما رو اینجا ندیدم نمیتونید وارد شید .
ات: چون شما جدیدی عزیزم . آه اصن من چرا دارم با تو بحث میکنم. ات زنگ زد به یونگی
مکالمشون :
ات: الو بابایی این منشی جدیده میگه منو نمیشناسه نمیزاره بیام داخل .
یونگی: سلام قشنگم گوشی رو بزار روی آیفون .
ات : چشم
ات گوشی رو روی حالت بلند گو گذاشت .
یونگی : خانم هوانگ اجازه بدید وارد شن .
منشی : چشم آقا ،خانم بفرمایید داخل
ات : یه نگاه مهربون .
ات وارد اتاق یونگی شد و چشم تو چشمش گفت
ات : پدر باید راست ماجرای رو به من بگی
یونگی : چی رو ؟
ات : پدر جان اگر واقعا شما یک مافیا هستی به من بگو چون من میتونم خیلی سریع این ماجرا رو حل اداره ی دادگستری رو ی این خیلی شک داره که شما یک مافیا یی به جان من قسم بخور و راستش رو بگو اگه مافیا باشی بازم خودم حلش میکنم و اگه نباشی باید بهم ثابت کنی و مدارک لازمه رو جمع کنیم .
یک شنود کامل زیر میز یونگی چسبوند شد .
یونگی : ات باو. کن خود منم گرفتن احساس میکنم یکی از اسم من استفاده کرده ات جانم من به جان تو قسم میخورن وه کار من نیست یکی که منو میشناسه و به پرونده هام دسترسی داره چون اگه من مافیا بودم که انقدر مدرک و اسم تز خودم جا نمیذاشتم.
فکر ات: داره راست میگه توی پرونده ای که ته داد توی همه ی جرایم یه مدرکی بود .
یونگی گریه میکنه: ات من این کاره نیستم به خاطر همین قضیه ۳۰ درصد سود اصلیم پریده .
ات : باشه پدر من کمکت میکنم اصلا نگران نباش .
ات پیش ته .
ات: ته یه چیزی خیلی مشکوکه .
ته : چی مشکوکه .
ات : اینکه چرا توی همه یجرایم اسم یونگی هست و یه سرنخ رو به جا گذاشته . من میگم یکی هست که داره از این اسم استفاده میکنه
پارت ²²
ات : ای بابا . کار خودته میخواستی یکم صبر کنی
جین : صبر جایز نیست من کوچولو دوست دارم .پس بزار جوونم استفاده کنم
ته : ای بابا هیونگ تو دیگه پیر شدی
جین : پیر خودتی میمون .
سلنا : واییییییییییی خدا باز شروع شد اگه خیلی دوست دارین یاد بچیگتون افتادید بدم نامجون یه فس بزنتتون
ته: مامان از دلت میاد ؟
سلنا : نه آخه دلمم نمیاد ای زندگی
جین: منو چی حتما دلتون میاد نه
سلنا : تو از همه با این سنت آتیش پاره تری تو باید کتک بخوری کفگیر سلنا با سر جین برخورد میکنه .
جین : بابا یه چیزی بگو دیگه فقط میخندی بابا من بچه دومم داره به دنیا میاد .
سلنا : بفرمایید صبحانه
همی باهم صبحانه خوردن که ات آماده شد و همراه ته به شرکت پدرش رفت . رفت بالا که منشی اجازه ی ورود نمیداد منشی جدید بو. و ات رو تا حالا ندیده بود .
منشی : خانم متاسفم من تا حال شما رو اینجا ندیدم نمیتونید وارد شید .
ات: چون شما جدیدی عزیزم . آه اصن من چرا دارم با تو بحث میکنم. ات زنگ زد به یونگی
مکالمشون :
ات: الو بابایی این منشی جدیده میگه منو نمیشناسه نمیزاره بیام داخل .
یونگی: سلام قشنگم گوشی رو بزار روی آیفون .
ات : چشم
ات گوشی رو روی حالت بلند گو گذاشت .
یونگی : خانم هوانگ اجازه بدید وارد شن .
منشی : چشم آقا ،خانم بفرمایید داخل
ات : یه نگاه مهربون .
ات وارد اتاق یونگی شد و چشم تو چشمش گفت
ات : پدر باید راست ماجرای رو به من بگی
یونگی : چی رو ؟
ات : پدر جان اگر واقعا شما یک مافیا هستی به من بگو چون من میتونم خیلی سریع این ماجرا رو حل اداره ی دادگستری رو ی این خیلی شک داره که شما یک مافیا یی به جان من قسم بخور و راستش رو بگو اگه مافیا باشی بازم خودم حلش میکنم و اگه نباشی باید بهم ثابت کنی و مدارک لازمه رو جمع کنیم .
یک شنود کامل زیر میز یونگی چسبوند شد .
یونگی : ات باو. کن خود منم گرفتن احساس میکنم یکی از اسم من استفاده کرده ات جانم من به جان تو قسم میخورن وه کار من نیست یکی که منو میشناسه و به پرونده هام دسترسی داره چون اگه من مافیا بودم که انقدر مدرک و اسم تز خودم جا نمیذاشتم.
فکر ات: داره راست میگه توی پرونده ای که ته داد توی همه ی جرایم یه مدرکی بود .
یونگی گریه میکنه: ات من این کاره نیستم به خاطر همین قضیه ۳۰ درصد سود اصلیم پریده .
ات : باشه پدر من کمکت میکنم اصلا نگران نباش .
ات پیش ته .
ات: ته یه چیزی خیلی مشکوکه .
ته : چی مشکوکه .
ات : اینکه چرا توی همه یجرایم اسم یونگی هست و یه سرنخ رو به جا گذاشته . من میگم یکی هست که داره از این اسم استفاده میکنه
- ۸.۴k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط