P19

P19
F2
ویو تو مدرسه

هند:بچه ها این هفته کارگردان کاران نمیان چون مریض.ن به جاش قرار بریم به یک اردو
همه:هورا
هند:فردا صبح راه می افتیم

ویو فردا

دامیان:انیا حاضری؟
ونیا:اره بریم

از زبان نویسنده
انیا و دامیان راه افتادن و به مدرسه رفتن
وقت سوار شدن اتوبوس بود انیا به دامیان گفت با اندر کار داره پس پسش اون میشینه دامیان هم رفت کنار ایون نشست
امیل هم پیش بکی نشست(اونا همو دوست دارن ولی به هم نگفتن)
کلویی و مکث پیش هم
جولیا و دلارام پیش هم
لوسی لوکاس پیش هم

ویو پیش انیا و اندر
اندر:ابجی؟
انیا:بله؟
اندر:م..ن...عا...شق...شد...م!
انیا:چی....به سلامتی عروسی کی
اندر:ابجی😡
انیا:خیره چی شده؟
اندر:تو هم مثل مامان رفتار میکنی!
انیا:جدی
اندر:نه!...موشکی(برا مسخره کردن انیا گفت)
انیا:حالا بگو زن داداشم کیه☺️
اندر:خوب ک..ک..کلویی🍅
انیا😳:چی(داد)
همه بچه ها شنیدن
انیا:چیزی نیست(خطاب به بچه ها)
انیا:اون خبر داره؟(اروم)
اندر:نه خبر نداره
انیا:چی...وای از دست تو داداش😞
اندر:خوب از تو چخبر
انیا:من هیچی
اندر:دامیان تو ذهنش چی فکر میکنه از تو(اروم)
انیا🍅:هیچی😡
گرم صحبت شدن تا رسیدن

ویو تو اردو

هند:بچه ها به گروه های دو نفره تقسیم میشید
انیا،دامیان
اندر،کلویی
لوکاس،دلارام
جولیا،ایون
بکی،امیل

بایی تابعد
**
***
دیدگاه ها (۱۴)

P13F2الان سه روز میگذره و انیا حالش خوب شده ویو تو مدرسه هند...

p14ویو پسرا شب پیژامه پارتیدامیان زنگ زد به اندر اکه امشب بی...

P31انیا‌ و دامیان‌ راه افتادن و رفتن به جشن وقتی رسیدن کلی د...

عشقی حقیقی

عشق حقیقیپارت:۴موقعیت کتاب خونهمانیا تو ذهن:هوممم چطوره یک ک...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

عشقی حقیقی

آوای شب پارت ۳۰ویو نویسنده ساعت : ۳:۰۰طبیب : بانو حالشان خوب...

طلسم چشای بانمکت/p21/فصل ۲

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط