رویای بزرگ

رویای بزرگ
#part63

(ویو جونگوک)
رفتم پیش آجوما تا ازش کلاهی که گم کردم رو بگیرم

کوک:آجوما چیزی شده چرا دست و پات میلرزه

آجوما:چیزی نشده نگران من نباشید اماده بشید الاناست که ماشین بیاد دنبالتون

کوک:باشه..
کلاهمو پیدا کردین؟

آجوما: اره گذاشتم رو میز اونطرف..


اوا... چرا چرا نیست خودم گذاشتمش اینجا

کوک: اشکال نداره شما به کارتون برسین یه کلاه دیگه برمیدارم

از انباری اومدم بیرون
اخی دلم واسه اجوما میسوزه انقد وسایل اینور و اونور میزاره فک کرده کلاهه منم پیدا کرده گذاشته رو میز😄
(کوک خبر نداره کلاشو تهیونگ برداشته😂😐)


داشتم به سمت خونه میرفتم که صدای در متوقفم کرد
ون چقد زود اومد دنبالمون...🤨

درو باز کردم که با سه تا دختر که میخورد همسن و سال این سوک باشن مواجه شدم
یاخدا چقد ارمیا زود پیدامون میکنن😂

باران: یگانه چی داره میگه ترجمه کن.

یگانه:....😶

رستا: یگانه چته چرا چیزی نمیگی؟!

یگانه: اون.. اون جونگوکهههه


باران: جونگ کوک کیع!

رستا: اها یکی از اعضای بی تی اسه
اوکی ولی چرا انقد هول کردی

(یه توضیح تا اینجا بدم
یگانه هم یکی از همکلاسی های این سوک یا همون پریاس که اونم به کره و زبان کره ای علاقه داره و کره ای یاد داره، یگانه رو اوردن که براشون ترجمه گر باشه.
رستا و باران چون خیلی نگران پریا شدن اومدن کره و اول از همه از پلیس کمک خواستن و چون این سوک رفته بود اداره پلیس این کارشونو راحت تر کرد و به راحتی ادرس این سوکو از پلیس گرفتن)
دیدگاه ها (۰)

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت سوم╰┈────── ...

پارت ۳یوری : زود بااش لباست رو بپووووششات : چشمالکس : ببخشید...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

part 40****چو: «اشکالی نداره لارا.»یون‌کیونگ: «خب دیگه دخترا...

پارت ۵۱شبِ حراجی، عمارتِ کیم در سکوتی وهم‌آلود فرو رفته بود....

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

قسمت ۱۱ بعد از اون شب و دعوای پر از هیجان، رابطه‌ی جونگ‌کوک ...

(:♡رز ابی من part.3/2.اول عکسا .بخش سوم ♡~~قدم های بلندش رو ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط