مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

رمان جدیددددد

[ !هیچکدوم از وقایع واقعی نیست! ]

●موضوع: قلدر مدرسه📚

● اسلاید ۲: تیزر ادیت خودم

● اسلاید ۳: لباس فرم دانش آموزا

● نویسنده: @bts_novel_army و @jm_1995_10_1۳

●ژانر: عاشقانه، مدرسه ای، قلدری، کمدی

● تعداد فصل: ۲

● تعداد پارت: نمیدونم

●کاپل اصلی: ارا تهیونگ ، سوآ جونگکوک

●شخصیت ها: بی تی اس، یونجون، یونگسو، جینا، میا، ، لایلا، مدیر

●معرفی:
✔️ هوانگ ارا: دختر کیوت مهربون جذاب، ۱۷ ساله، دانش آموز جدید
✔️ کیم تهیونگ: پسری ۱۸ ساله، کراش و جذاب و خفن، پولدار و قلدر مدرسه ولی بچه مثبت جلو مدیر
✔️ لی سوا : مهربون و جذاب و کیوت، ۱۷ ساله، دخترخاله مینهی
✔️ جئون جونگکوک: پسری کراش و جذاب و خفن، ۱۸ ساله، پولدار و قلدر مدرسه ولی بچه مثبت جلو مدیر
✔️ سئو یونگسو: پسری کراش و جذاب و خفن ولی موذی و بدجنس، ۱۸ ساله قدر مدرسه، نسبت به تهکوک همیشه حسوده و بچه مثبت جلو مدیر، پولدار
✔️ چوی یونجون: پسری کراش و مهربون و جذاب ، ۱۸ ساله، مخالف قلدراس و خیلی پسر خوبیه، پولدار
✔️ یانگ میا: دختری کراش و خوشگل ولی ازون ه*رزه های رو مخ، ۱۷ ساله ، اکس کوک
✔️ جئون جینا: دختری مهربون و کراش و خوشگل، ۱۹ ساله ، خواهر کوکی
✔️ بنگ لیا: دختری خوشگل ولی ه*رزه ، ۱۷ ساله، اکس ته
✔️ بی تی اس: همه ۱۸ ساله جذاب و کراش و خفن، قلداری مدرسه که خودشونو جلو مدیر بچه مثبت نشون میدن و جز دانش آموزای نمونه مدرسه ان
- نکته: همشون سال آخری دبیرستانن جز جینا


●خلاصه: دخترا تازه امسال به این محل اسباب کشی کردن و پا به دبیرستانی جدید گذاشتن بی خبر از هشتا قلدری که معلوم نیس چه بلاهایی سرشون میارن، تو بین همین دعواها پسرا دلشونو میبازن و میخوان اعتراف کنن ولی حالا آیا دخترا قبولشون میکنن؟

حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻

~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#خوناشام
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
دیدگاه ها (۷)

"اون فقط مال منه" معرفی نامه~شخصیت ها: تهیونگ، جونگ کوک، بقی...

اسم رمان #رقص_در_میان_اتش شخصیت ها لیسا،جنگکوک،تهیونگ،جنی،رز...

بچه ها سوپرایزممممممم این بودددددددد🌺🌺🌺🔮🥹یه رمان جدید هورااا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽• اسم رمان : 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅« پیوند خورده با...

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

معرفی فیک: کابوسِ مدرسه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط