{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طعم عشق پارت 11

طعم عشق پارت 11


، : میخواستم بگم میای قرار بزاریم؟ 🙂

. : ها؟

، : ای خداااا میگم میای با هم قرار بزاریم

. :... ی بار دیگ تکرار کن

، : ای بابا میزنم دهنت هااا

. : خببب اومممم باید راجبش فکر کنم

، : همین الام باید جواب بدی

. : اگه بگم نه چی میشه؟

، : میکشمت

. : وات؟ منو میکشی؟

، : آره

. : چیش چطور جرات میکنی؟ منم یک مافیام میفهمی؟

، :چی گفتی؟

. : چی نههه نهههه

، : زود باش باید بریم خونه باهات کار دارم

. : من نمیام

(جونگ کوک یکهو تفنگشو در آورد و به سمت سونیا نشونه رفت)

. : هع داش منو دست کم گرفتی

(سونیا سریع تفنگشو در آورد و گفت )

. : مثل اینکه باید با هم دشمن باشیم

، : البته که نه هنوز تازه شروع شده

. : هع تو نمیتونی هیچ کاری بکنی

(جونگ کوک با یک حرکت تفنگ سونیا رو ازش گرفت و براید استایل بغلش کرد )

. : هووییی داری چیکار میکنییی

، : هر کار دلم بخواد چون تو...


اینم از پارت یازده بعد سااال هااا

حرف دیگه ای ندارم فقط حمایت کنید 🙂🌹😂
دیدگاه ها (۱۵)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

پارت ۸ویو جونگ کوکرفتم از اتاقم بیرون روبی رو دیدم چقدر خوشگ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

پارت ۹ 🖤جیمین تا آخر مسیر چیزی نگفت. فقط گاهی از آینه به جون...

LESSON

پارت ۴یونا:توووو(با داد)جونگ کوک:آه ببخشید خوارم ترسیدیونا:چ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد...ا/ت با صدای ز...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

پارت ۳ویو جونگ کوک شب شده بود امشب با پسرا جمع شده بودیم زیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط