{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای بی مزه من

مافیای بی مزه من
فصل ۲
پارت ۱۳
ا/ت ویو
روز بعد
توی شرکت کلی کار سرم ریخته بود داشتم پاره میشدم
بعد اینکه همه کارا رو جمع کردم و دیگه مکاری نمونده بود میخواستم شدم برم خونه
کیفم رو برداشتم و داشتم میرفتم که شوگا رو دیدم و ازم خواست که باهام حرف بزنه
باهم رفتیم رو پشت بوم و اونجا یه گوشه نشستیم
ا/ت: خب چیکارم داشتی
شوگا: خب میخواستم بدونم کی وقتت ازاده اخه بهت گفتم بریم بیرون ولی نگفتم کی چون نمیدونستم کی میتونی بیای
ا/ت: من شبا کلا ازادم میتونیم بیام
شوگا: خب امشب بریم؟
ا/ت: چی امشب؟ اممم شرمنده امشب قراره با دوستام برم بیرون
شوگا: خب میتونیم اخر هفته بریم؟
ا/ت: اممم خب اون موقع شاید کاری نداشته باشم حالا بهت میگم (چقدر قر میای خب راحت بگو باشه)
شوگا: اوکی پس اگه قرار شد بریم ادرسش رو بهت میگم فقط...
ا/ت چی شده؟
شوگا: من شمارتو ندارم از وقتی دیدمت هنوز شمارتو بهم ندادی(بچه ها ا/ت الان کره نیست پس شمارش هم با شمارش تو کره فرق میکنه بخاطر همین شوگا ازش شماره خواست)
ا/ت: گوشیتو بده
شوگا گوشیش رو از تو جیبش در اورد و داد به من
شمارم رو زدم و گوشی رو دادم بهش
شوگا شمارم رو ذخیره کرد و گوشیش رو گذاشت اونطرف
ا/ت: چی سیوم کردی؟
شوگا: هیچی مهم نیس
ا/ت: خب بگو
شوگا: نمیگم
ا/ت: ایشش اصلا نگو مهم نیس
ساعت رو نگاه کردم دیدم ساعت ۸ شده
ا/ت: واییی شوگا شرمنده من باید برم قرار بود دوستامو نیم ساعت دیگه ببینم الان ساعت ۸ شده باید سریع برم
شوگا: میخوای من برسونمت خودمم میخوام برم
ا/ت: نه خودم میتونم برم ممنون
شوگا: خب باید بری اونجا و تا تاکسی هم گیر بیاری یخورده طوی میکشه بزار من میرسونمت
ا/ت: نه نمی....
تا خواستم حرفمو بزنم شوگا دستم و گرفت و با خودش بردم
سوار ماشینش شدیم و رفتیم
توی راه هیچی نمیگفتیم که بلخره شوگا یه چیزی گفت و بحث رو باز کرد
شوگا: خب چرا اینقدر برای دیدن دوستت عجله داری دیر نمیشه که
ا/ت: اخه امروز دوستم قرار بود بعد مدت ها بره قرار اشنایی و چون بخاطر من بود ازم خواست منم باهاش بیام و نمیخوام دیر کنم
شوگا: تو خودت با کسی نیستی چرا برای اون میخوای دوست پسر جور کنی؟
ا/ت: اون خودش از اولشم یکیو میخواست ولی من نمیخوام چون هنوز از تو خوشم میاد
همون لحظه به خودم اومدم و متوجه شدم که چه حرفی زدم
سعی کردم بحث رو عوض کنم
ا/ت: منظورم این بود از یکی خوشم میاد اشتباه شد
دیدم شوگا داره سرعت رو کم میکنه و میخواد پارک کنه
ا/ت: شوگا چرا داری وایمیستی؟
هیچی نگفت و بعد اینکه وایستاد اومد سمت من
رفتم عقب و ازش دور شدم
ا/ت: داری چیکار میکنی
همینجور اومد نزدیکم ولی من چون نشسته بودم نمیتونستم برم عقب تر پس فقط چشمام رو بستم
همینجور وایستادم دیدم هیچ اتفاقی نمیفته چشمام رو که باز کردم دیدم شوگا قشنگ روبرومه و خیلی بهم نزدیکیم
شوگا: پس از من خوشت میاد هومم؟ *اروم
ا/ت: گفتم اشتباه شد منظورم یکی دیگه بود
شوگا: واقعا؟
یجوری نگام میکرد که حتی اگه میخواستم هم دروغ بگم نمیتونستم
ا/ت: نه از تو خوشم میاد
....

ادامه توی پارت بعد...
(من چون کرم دارم حساس ترین جا تمومش کردم و ایندفعه شرط هارو هم زیاد میکنم دور تر بزارم 😌
شرمنده بخاطر اینکه پارت قبل با اینکه شرط هاش کامل شده بود نزاشتم واقعا وقت نکردم و حوصلم نزاشت)

لایک: ۲۵
دیدگاه ها (۲۲)

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط