{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#آدم از یک جایی به بعد

#آدم از یک جایی به بعد
دیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد،
از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود،
از آدم ها #فاصله نمیگیرد
از هیچ کس، دیگر متنفر نمیشود.
دیگر #گریه نمیکند
#غصه نمی خورد
از حرف کسی نمی رنجد.
دیگر #شعر نمیخواند، #موسیقی گوش نمیدهد،
به کسی زنگ نمی زند، کسی هم به او زنگ نمی زند.
دیگر صدایی، #اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامه ای، #خاطره ای، حرفی، رنگ پیراهنی
حواسش را پرت نمی کند.
آدم از یک جایی به بعد، دیگر #منتظر نمی ماند،
دیگر عجله نمی کند، دیگر #حوصله اش سر نمی رود، دیگر بی قرار نمی شود.

می دانی؟
آدم از یک جایی به بعد
فقط #تماشا می کند...

#بابک_زمانی
دیدگاه ها (۵۲)

دو پارتی عشق مافیا¹جونکوک، ۲۹ ساله؛ مردی که برای بیشتر آد...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش سوم_ری *می‌روم توی خوابگاه.همه جا ساکت است...

پارت ۳۴ظهر شده بود و خانه‌ی ته‌سوک در سکوتی سنگین فرو رفته ب...

p6

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

007-پنهان در مه - پارت ۶۲

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①③ چه بود زندگی؟ اگر تو نمی‌رسید...

پارت سی‌ونهم | یک ساعتِ طولانیپارک لارااتاق در سکوت سنگینی ف...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 5#لینو #فیکشنساعت ۹:۴۵ شب ـ عمارت ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط