{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر غریب بمانم ، به غمسرای خودم

چقدر غریب بمانم ، به غمسرای خودم
..و ناشناس ، به چشمان آشنای خودم

خدای عشق ، در این برزخ پریشانی
رسیده ام من حیران تو ، سزای خودم

ز آتشی که به پا کرده ای ، ز عشق ازل
در آمدم ز دل خسته تر ، به پای خودم

نخواستم ، دل لیلای در تو گم شده را
به جز ، برای جنون زاد غم ، برای خودم

ترا چگونه به چشمان حال خود دیدم...
که عاشقانه ندارم ، دلی ، هوای خودم

چنان گذشته ای ، یا عشق ، از کنار دلم
که قدر هیچ نکردم ، اعتنای خودم

اگر قفس کنی حتی ، بهشت عشقت را
نخواهم از تو در این عاشقی ، رهای خودم

مرا به برده گی تا هماره ی خود بر
که قدر خاک کنم ، در رهت ، بهای خودم
مرا بخوان ، دل طوفان ترین لحظه ی عشق
که هیچ نشنوم حتی ، ز دل صدای خودم...
دیدگاه ها (۸)

گریه را می بینم و با خنده رامت می کنم...بهترین احساس دنیا را...

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتهایک عالم گله و خدایی بی ادع...

یک وجب از صورتت تا بوسه هایم مانده بودشرم ناز گونه هایت دست ...

آمدم پیش دوچشمانت بمیرم نیستیازشفای بوسه‌ات‌حاجت‌بگیرم نیستی...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

🍁 آشنای دل منزلف آشفته تو برده دل و دین مراچشم مست تو زده مس...

#تصویر_روزدل را مقیم درگه #جانان نوشته اندما را کنیز #حضرت_س...

🌴 السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی🕊 دل را مقیم درگه ...

دل را مقیم درگه جانان نوشته اند ما را غلام حضرت سلطان نوشته ...

لیلای من بیا و مخواه،های و هو کنم عشق ِترا زِ سینه، مگو شستو...

برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌امور چه آزادم ترا تا زنده‌ام...

▪ ️یا امام رضا(ع)دل را مقیم درگه جانان نوشته اندما را غلام ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط