غزل عاشقانه زیبا......

غزل عاشقانه زیبا......
گر چه تير از نگهت آمد و دلگيرم كرد/
در غم دام فريباي تو زنجيرم كرد/
رهگذر بودي وآن دم گذر از ما كردي/
كه دو چشمان سياهت به تو درگيرم كرد/
شيوه ي چشم سياه تو به شب مي ماند/
كه به اميد سحرگاه،مرا پيرم كرد/
من ز ابهام شب عشق تو مي ترسيدم/
تا مرا قدرت احساس تو چون شيرم كرد/
عشق داند هدف آمدنم نيست شكار/
چشم شهلاي تو در دامن نخجيرم كرد/
همه دانند نبستم گذر راهت را/
دل تو آمد و خود را به سر تيرم كرد/
آنچنان غم ز دو چشمان تو پيدا مي شد/
كه مرا از هوس شادي خود،سيرم كرد/
گرچه همراه نبودي ز تو من خوشحالم
كه به بيراه خوش عشق تو تقديرم كرد/
دل درمانده شتابان به رهت مي آمد/
تا كه ماندن به غم خاك چنان ديرم كرد/
در شب عشق تو هامون شده ويرانه مپرس/
كه چگونه هوس عشق تو شبگيرم كرد...
دیدگاه ها (۱)

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

عاشقانه های شبنم

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

قسمت ۷

گر چه تیر از نگهت آمد و دلگیرم کرددر غم دام فریبای تو زنجیرم...

یادِچشمت به دلم آمد و درگیرم ڪردرشتهء طُرّهء تو بسته به زنجی...

یادِچشمت به دلم آمد و درگیرم ڪردرشتهء طُرّهء تو بسته به زنجی...

بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم...هوسِ مویِ تو و بویِ...

ثانیه ثانیه عشق تو عجب پیرم کردآتشی بودی و چشم تو چه پا گیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط