ترسم تو بیایی و من آن روز نباشم

ترسم تو بیایی و من آن روز نباشم
ای کاش که من خاک سر کوی تو باشم

دلدار منی یابن الزهرا
تو یارمنی یابن الزهرا

هرکس به کسی نازد و من هم به تو نازم
ای کاش جان بر سر کوی تو ببازم

می خانه دگر جای من بی سو پا نیست
روزی من خسته چرا کرب وبلا نیست

تو دین منی یابن الزهرا
آیین منی یابن الزهرا

ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن
رهمی به من سوخته ی بی سرو پا کن

آخر سحری دامن لطف تو بگیرم
یک بوسه زنم بر لب تو گاه بمیرم

ای تاج سرم یابن الزهرا
من منتظرم یابن الزهرا
دیدگاه ها (۲)

گفتم خسته و درموندمولی کسی نبود بشنوه...من ادم بدی نیستم.......

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

[•] عــــمارت★عشقـــ[•] Part number 28"شاید..."+«یعنی امکان ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

The last part_چون نباید کسی بدون اجازه بهت نزدیک می‌شد.. قلب...

آخرین اشتباهساعت ۸ شب بودا.ت شامو آماده کرده بود و منتظر جیم...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

کن نیچیوا !😇عشقولیا اومدم با پارت ۳ این شاهکار...(*-*)مرسی ا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p24ا.ت: باشه من باهاش مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط