{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید خیال کنم

باید خیال کنم
هستی و دوستم داری ...
باید خیال کنم
امشب زودتر از همیشه خوابیده‌ ای
که شب بخیر نگفتی !
باید خیال کنم
چقدر حرف داریم که فردا بزنیم ...
باید خیال کنم
و خیال کنم
بعضی رفتن‌ ها را
نمی شود باور کرد ..!
دیدگاه ها (۰)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

𝖕𝖆𝖗𝖙3ساعت ده شب بود.عمارت ساکت بود. آقای کانگ رفته بود. مهما...

╭─────────────── 🥺 ───────────────╮✦ پارت ۸۸| آخرین شب کنار ...

چندپارتی تهیونگ

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎بعد از مراسم، الین به اتاقش ب...

پارت ۱۵ — «نقشه‌ی شبانه»ساعت نزدیک یازده شب بود. تهیونگ روی ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

گاهی آدم درست همون لحظه‌ای به یکی احتیاج داره که اون شخص وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط