‏ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا

‏ما پادشاه را کشتیم، سعی کردیم دنیا را تغییر بدهیم. حالا تنها چیزی که گیرمان آمده، یک پادشاه جدید است که از قبلی بهتر نیست. اینجا سرزمینی‌ست که برای آزادی جنگیدیم ولی حالا برای نان می‌جنگیم.
نکته‌ی عدالت این است که همه وقتی برابر می‌شوند که مُرده‌اند.


ویکتور_هوگو. از کتاب: بینوایان
دیدگاه ها (۵)

*خلاصه کتاب سنگدل*کاترین قبل از اینکه در سرزمین عجایب مایه‌ی...

نیازی به خواندن صدها کتاب تاریخی ندارید اگر عمیق و چند بار ب...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

پارت ۳۳ — «بهایی که برای یک تصمیم گذاشته بودند»چند روز بعد، ...

این حقیقتِ تلخ، مثل یک لایه‌یِ پنهان زیرِ تمامِ این درگیری‌ه...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۵

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

ترجمه‌ی مصاحبه‌ی مینهو برای مجله‌ی Numero TOKYO💬: عکاسی امرو...

زندگینامه نووا

دوست داشتید کپشن و بخونیدانسانیت فراترازمرزهاست .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط